انقلاب سیاسی ایران ، خیانت و یک دروغ بزرگ

                                                              

تهران+میدان آزادی

 
                                     

برخی براین باورند که اگر در سال 1357در ایران انقلاب نمیشد امروز ما به لحاظ اقتصادی نسبتا وضع بهتری داشتیم.

تنها در دانشگاه واشنگتن دی سی بیش از 130رشته ی شرق شناسی و اسلام شناسی وجود دارد که بخش قابل توجهی از آن به مطالعات پیرامون انقلاب اسلامی ایران اختصاص دارد.درجهان انقلاب های متعددی رخ داده در هر کدام از این انقلاب ها اتفاق های حیرت انگیز بیشماری افتاده . پراکندگی حوزه ی وقوع این انقلاب ها هم کم نبوده. تقریبا تمام قاره ها این تجربه را داشته اند بیشتر یا کمتر ولی هیچ قاره ای از این تجربه بی بهره نبوده . در هر کدام از این انقلابها هم شخصیت های کاریزماتیک و رهبران مختلف صاحب نامی نقش ایفا کرده اند با این همه اهتمام و توجه بین المللی به انقلاب ایران خارج از حد انتظار است و به نوعی غیر طبیعی به نظر میرسد به جرئت میتوان گفت که خود ما ایرانی ها تا به امروز یک سوم غربی ها هم در حوزه ی انقلاب اسلامی تحقیق و بررسی علمی نکرده ایم. البته حرف زیاد زده شده اما شما صد بار هم پشت شیپور فریاد بزنید انقلاب مقدس است امام خوب است ارزش یکبار بررسی همه جانبه وعلمی راجع به امام و انقلاب را ندارد.

خوب این حرف ها چیزی را عوض نمی کند با این حرف ها تنها این اثبات می شود که ما درباره ی شناخت علمی دگرگونی 1357سهل انگاری کرده ایم ولی علت توجه غربی ها و دانشمندان انقلاب به تحول سال 1357 ایران چیست؟چرا هر سال در سالگرد این اتفاق تاریخی رسانه های خارجی انقدر درباره ی آن پوشش خبری میدهند؟ به منفی یا مثبت بودنش کاری ندارم.اصلا چرا راجع به آن انقدر صحبت می شود؟چرا راجع به سایر انقلاب ها چنین اتفاقی نمی افتد.
javanenghelabi - tehran 14

البته این ادعا قابل بررسیست ولی بر اساس بررسی های این حقیر حجم پوشش خبری که در 22بهمن داده می شود در رسانه های خارجی با سالگرد سایر انقلابها قابل مقایسه نیست.هیچ کشوری در خلا زندگی نمی کند. بررسی انقلاب اسلامی ایران بدون در نظر گرفتن وضعیت منطقه،جهان و ترسیم قدرت و توان ابر قدرت های وقت کار ناقصیست. جهان در حال حرکت به سمت تک قطبی شدن می رود.لیبرالیسم جهانی هر روز از پیروزی های مقتدرانه ی خود در برابر شوروی مسرور شده به خود می بالد واحساس غرور می کند. غول اقتصادی وقت یعنی ایالات متحده آمریکا دیگر تقریبا رقیبی برای رقابت کردن نمی بیند.چه در بعد اقتصادی و چه در ابعاد سیاسی،نظامی.دیگر تقریبا همه چیز بر وقف مراد امپراطوران نظام جهانی پیش می رود. به حق برای رسیدن به چنین جایگاهی سعی و تلاش بسیاری هم انجام داده اند. برای رسیدن به چنین شرایطی لحظه شماری می کردند تایک اتفاق عجیب،ناگهانی وناگوار البته برای آنها یعنی تحول و دگرگونی عظیم در یکی ازحساس ترین مناطق جهان یعنی کشور ژئوپولتیک ایران.همان کشوری که آمریکا روی آن برای پیشبرد سیاست های خود در منطقه خیلی حساب بازکرده بود.اصلا انتظار چنین دگرگونی را نداشت این اتفاق مقامات کاخ سفید وحتی تحلیلگران و کارشناسان خاورمیانه را به شک شدیدی دچار ساخت.

ازچندین سال پیش از سال 1357جنگ نظامی مستقیم روش غیر معقولی تلقی میشد. همین شد که آمریکا و شوروی به جنگ سرد روی آوردند. جنگی با مختصات و خصوصیات جدید. جنگی که در آن صلاح ساخته می شود اما نه برای استفاده نظامی.صرفا برای اینکه اثرات روانی مخرب روی طرف مقابل گذاشته شود.تشخیص متخصصین این است که لطمه زدن به روحیه و روان به مراتب موثرتر از تخریب فیزیکی است.در نتیجه هدف تخرب روحیه طرف مورد جنگ می شود.

سوال اساسی اینجاست که به چه دلیل سبک جنگیدن در دنیا دچار این دگرگونی اساسی شد البته جنگ فیزیکی منسوخ نشد و با توجه به شرایط به کار گرفته میشد ولی این نوع جنگیدن در اولویت و سطح دوم قرار گرفت.

دیری نگذشت که جنگ سرد هم نزد کارشناسان نظامی روشی پرهزینه و بدون توجیه اقتصادی به حساب آمد.آنها روش جایگزینی را پیشنهاد میکردند. اینجا دیگر اتحاد جماهیر شوروی در کار نبود و فاتح بزرگ و ابر قدرت دنیا ایالات متحده آمریکا شده بود. بنابراین روشی جدید و به نسبت کم هزینه را جایگزین مدل های قبلی جنگ شد.این روش ویژگی های منحصر به فردی داشت که به نوع خودش خارق العاده بود. در این روش شما با صرف هزینه ی بسیار کمتر از ساخت صلاح های نظامی و جنگ سرد میتوانید پیروزی تاثیر گذاری به دست آورید .از ویژگی های این روش جدید این است که این جنگ به صورت دائم ادامه دارد.تمام شدنی نیست. از طرفی طرف مقابل شما اصلا متوجه جنگیدن شما و لطمه هایی که آن را تهدید میکند نمی شود.جنگ نرم سبک خارق العاده و جدید جنگیدن است که ابر قدرت بزگ دنیا برای اداره ی دنیا آن را ابداع کرده است.این تیز هوشی و ابتگار عمل آنان در نوع خود قابل تحسین است. برای اینکه فکر نکنید دارم برایتان داستان می گویم به نقل قول مستقیمی از دو تن از رئیس جمهوران این ابر قدرت اشاره می کنم آبراهام لینکلن: افکار عمومی همه چیز است همه ی زندگی است سیاست مداران بدون آن هیچ کار نمی توانند بکنند و تسلط بر آن ضامن اجرای تمام سیاست هاست و دومی که مستقیم تر به این امر اشاره کرده کسی نیست جز آیزنهاور همان سیاست مداری که می گفت مصدق تنها امید غرب در ایران است و خودش بر علیه دولت او کودتا کرد. آیزنهاور: جنگی که در پیش داریم در دنیا و با سایر کشور ها دیگر جنگ نظامی نیست تسلط بر افکار و اذهان ملت هاست..


زمانی که شما اصلا متوجه نمی شوی دشمن کجاست از کجا و دقیقا چه ضربه ای به شما میزنداصلا کاری برای انجام دادن نداری مثل انسانی که فلج ذهنی شده باشد.بخواهد هم کاری از دستش برنمی آید. فانتوم های جنگی اینجا باید بمب هایشان را بر فراز آسمان فرهنگ کشورها رها کنند. کارشناسان حوزه ی ارتباطات این مطلب را خوب درک میکنند بمب هایی که در حوزه ی فرهنگ قابل انفجار است به مراتب خطرناکتر از بمب های اتمی است و اثراتش هم مخرب تر است نکته قابل توجه اینجاست که بعد از انفجارهیچ کس از شما شکایت نمی کند. اصلا کسی صدای این بمب ها را نمی شنود و اثری هم ازاین جنایت باقی نمی ماند نه این که تاثیر نداشته باشد آثارش بسیار عمقی است و همینطور ماندگار ولی اصلا قابل تشخیص نیست.

انقلاب اسلامی 1357بیشتر به معجزه می ماند تایک اتفاق ساده چراکه ما حکم همان فرد فلجی را داشتیم که ناگهان به خودآمدیم.معنای دم مسیحایی حضرت امام خمینی(ره)اینجا مشخص می شود.سال ها از بمب های جنگ نرم ضربه خوردیم تا هویت و روحیه جمعی خود را از دست بدهیم. شخصیت جمعی مسئله ی کمی نیست.آلمان بعد از جنگ جهانی دوم در ابعاد قابل توجهی تقریبا نابود شده بود.اما با داشتن هویت ملی و شخصیت جمعی امروز جزء قدرت های بزرگ اقتصادی محسوب میشود.


در جامعه شناسی 5نهاد اصلی داریم. آموزش و پرورش،اقتصاد،خانواده،دین و سیاست.اولین نکته ای که با دیدن این تقسیم بندی به چشم می خورد این است که نامی از فرهنگ در این تقسیم بندی ها نیست.علتش این است که فرهنگ و به تبع آن دین نهاد نیستند فرانهادند.کسانی که حوزه ی فرهنگ را برای هجوم به یک ملت انتخاب کرده اند حقیقتا انتخاب بسیار هوشمندانه ای داشته اند.

معجزه ی انقلاب ایران هم دقیقا همین جاست در مثلث انقلاب اسلامی اقتصاد وسیاست دو زاویه ی پایین هستند و فرهنگ (دین)در راس این مثلث قرار دارد.کارشناسان اروپایی و آمریکایی بعد از بررسی انقلاب ایران فرق عمده و مهم آن با سایر انقلاب ها را دقیقا در همین مطلب میدانند.بر خلاف کلیه ی انقلاب هایی که در طول تاریخ شاهد آن بوده ایم علل وقوع انقلاب 1357 را باید در فرهنگ و دین بررسی کرد.جالب توجه آنجاست که این نظر،نظر یک کارشناس هم نیست تعداد قابل توجهی از صاحب نظران این رشته ی علمی چنین نظری دارند تا آنجا که تدا اسکاچپول بعد از بررسی انقلاب ایران نظریه خود در خصوص انقلاب ها را تغییر داد.او میگوید که ریشه ی کلیه ی انقلاب های دنیا را باید در اقتصاد جستجو کرد این قاعده تنها یک استثنا دارد و آن انقلاب اسلامی ایران است که ریشه های آن در امور فرهنگی یافت می شود لازم به ذکر است فرهنگ موتور محرکه هر ملتی است. هر حرکت ،خیزش وتحول بنیادین ماندگار الزاما از حوزه ی فرهنگ شروع می شود.

اینکه ما بیاییم در امور اجرایی و...... سیاست را در راس این مثلث قرار دهیم و انقلاب اسلامی را صرفا سیاسی معرفی کنیم یک دروغ بزرگ و حتی خیانت به انقلاب و ملت محسوب می شود چرا که اصلی ترین وجه هویت انقلاب را از آن گرفته ایم و همین طور نقطه ی قوت آن را نسبت به سایر انقلاب ها.وضع اقتصادی امروز ما از خیلی کشورها بهتر است. خیلی کشورها هم وضع مطلوب تری از ما دارند و بهتر این است که ما خودمان را با بالاتر از خودمان مقایسه کنیم.اما هدف انقلاب اسلامی ایران هیچ گاه اقتصادی نبوده. اقتصاد تنها یکی از اهداف انقلاب بوده است. سیاست هم همینطور. طبیعتا این حرف به معنای تایید مشکلات اقتصادی نیست. به معنای بی توجهی به آنها نیست امروز بیشتر از هر روزی نیاز داریم که به اقتصاد توجه کنیم به معیشت مردم برسیم زندگی خوب و رفاه مطلوب حق هر ایرانی است و فراهم کردن آن هم وظیفه ی سیاست مداران و سران حکومت اصلا اهداف انقلاب زمانی محقق می شود که ایران در بعد اقتصادی هم براساس تفکر استراتژیک خود به حد مطلوبش برسد اما سیاسی تعریف کردن انقلاب و همینطور اقتصادی تعریف کردن آن سطحی ساختن انقلاب و هدف آن است.



(سخن بی عیب و نقص تنها بر زبان معصومین جاریست)

                                                                                                                       .......محمد حسن خلعتبری.....

در همین زمینه بخوانید

در ایران آزادی وجود ندارد

محمد خاتمی: انقلاب ما یک انقلاب دینی بود