4)

با توجه به این ویژگی های اساسی که هر گفتمان باید داشته باشد اعم ازوضعیت1)دلالت های روشن و مشخص در نظر مردم با قرائت های واحد از این دلالت ها2)افراد یا گروه های مرجع درون گفتمانی3) گستره4 ) استقرار فضایی/ زمانی مشخص و عملکرد روشن در اذهان5) عمق و ضریب نفوذ 6) عوامل زمینه ای

می شود به بررسی گفتمان اعتدال پرداخت. اول از آخر شروع میکنیم یعنی از عوامل زمینه ای همانطور که گفتیم در عوامل زمینه ای سوال اینجاست که آیا در خرداد 92از نظر شرایط اجتماعی جامعه پذیرش یک گفتمان جدید به عنوان گفتمان مستقر را داشت یا نه. برای پاسخ به این سوال باید نبض جامعه ایران را گرفت و بر اساس آن در این زمینه اظهار نظر کرد. جامعه ایران در حال حاضر یک جامعه متکثر است. در جامعه ایران پدیده های جمعی مثل توده و همگان شکل گرفته است. روزبه روز تمایل مردان به ازدواج کمتر می شود آمار طلاق رو به افزایش است. پدیده ای به اسم طلاق عاطفی به وجود آمده.

آمارها حاکی از آن است که بسیاری از زوج هایی که زیر یک سقف زندگی می کنند باهم در حالت طلاق عاطفی به سر می برند در نتیجه این مسائل می توان گفت که فردگرایی در جامعه ایران روبه افزایش است. از اقتضائات فرد گرایی پدید آمدن تکثر اجتماعی است. تکثر اجتماعی در جامعه ای شکل می گیرد که فردیت در آن رو به فزونی می رود. نتیجتا امکان بروز و ظهور یک گفتمان به عنوان گفتمان مسلط سخت می شود. چرا که جامعه ایران 1392با ایران 1979که در آن شاهد بروز یک فراگفتمان یا گفتمان مادر بودیم و ایران 1384زمین تا آسمان متفاوت شده است.

در بعد دوم یا همان دلالت های روشن و مشخص میتوان به مسئله هسته ای به عنوان نکته کانونی و سیاست اصلی دولت اشاره کرد به این معنا که اگر دولت آقای روحانی در مسئله هسته موفق به بستن یک توافق مناسب شود توانسته به نوعی شعارهای خود را ذیل یک برنامه روشن و مشخص که بروز جدی در زندگی مردم دارد صورتبندی کند. با موفق شدن توافق هسته گفتمان اعتدال در بعد بین المللی خود را اثبات میکند و از مقبولت قابل قبولی در میان مردم بهره مند میشود به گونه ای پیروزیش در دور دوم انتخابات تضمین می شود البته این مسئله در دولت آمریکا هم صدق می کند به این معنای که اگر مذاکرات هسته ای و سیاست اوباما در ایران نتیجه بخش باشد. دموکراتها گوی سبقت را در رقابتهای انتخاباتی خواهند ربود. در انتخابات آتی آمریکا هیلاری کلینتون کاندید اصلی دموکرات هاست. اما اگر این توافق برای هر کدام از دو، دولت یک توافق حد اقلی باشد و مسکنی کوتاه مدت باشد برای اختلافات دو کشور و بعد از مدتی روابط دو کشور به حالت سابق برگردد نقطه قوت دو دولت و برگ برنده آنها دقیقا کارکرد عکس پیدا خواهد کرد و به پاشنه آشیل دموکراتها در آمریکا و گفتمان اعتدال تبدیل می شود.

در بحث نظریه پرداز و گروه مرجع گفتمان اعتدال باید به دکتر سریع القم اشاره کرد. سریع القم کسی است که بعد از سرکارآمدن دولت اعتدال سمت مشاوری به او داده شد. برخی از سخنرانی های اقای روحانی دقیقا بیان دوباره خط به خط آراء دکتر سریع القلم است، با بیان شیرین آقای رئیس جمهور. روحانی برای یکی از کتابهای دکتر سریع القلم حتی مقدمه نوشته است.

نظریات توسعه ای دولت یازدهم تا حد زیادی مبتنی بر آراء دکتر سریع القلم است و میتوان از ایشان به عنوان تئوریسین دولت اعتدال نام برد.

در مسئله گستره و همچنین استفرار فضایی-زمانی، می توان گفت هر گفتمانی که در ایران در حد یک دولت ظاهر شود میتواند گستره مطلوبی را به خود جذب کند. آراء 18ملیونی دکتر روحانی هم بیانگر این نکته است که گفتمان اعتدال در مسئله گستره توانمند است ضمن اینکه ژست فراجناحی دولت نیز به این امر کمک می کند. اسقرار فضایی هم به همین ترتیب است و برای استقرار زمانی هم چهار سال فرصت کمی نیست.

اما پاشنه آشیل گفتمان اعتدال عمق و ضریب نفوذ آن است. همانطور که گفته شد برای ظهور و استمرار یک گفتمان عوامل زمینه ای تاثیر فوق العاده دارند اما عوامل زمینه ای ویژگی های حداقلی و سلبی گفتمان را تایید می کنند. درحالی که در فضای ایجابی که برای یک گفتمان حیاتی است وبه منزله اثبات یک گفتمان است، نیاز به عمق و ضریب نفوذ داریم. همچنین برای استمرار گفتمان در نوار زمان عمق و ضریب نفوذ گفتمان یا همان کسانی که تا پای جان برسر گفتمان و آرمانهایشان ایستادگی می کنند از هر چیزی مهم تر هستند. برخی از تحلیلگران در آغاز به کار دولت آقای روحانی معتقد بودند این دولت تنها دولت چهار ساله بعد از انقلاب خواهد بود. استدلال اصلی آنها این بود که  دولت آقای روحانی بدنه اجتماعی اش قرضی است و در انتخابات 92با همین بدنه قرضی رای آورد. دولت فعلی تا حد زیاید از بدنه اجتماعی اصلاح طلبان بهره برده است. برای اثبات این ادعا می توان به صحبتهای اخیر آقای حجاریان اشاره کرد که گفت: شکست دولت شکست اصلاح طلبان نیست. یا آن حرف دیگرش که گفته بود از دولت روحانی باید در نگاه انظار تعریف کرد و در خفا نقد کرد. با توجه به نگاه این کارشناسان می توان برای موج اجتماعی که منجر به 18ملیون رای آقای روحانی شد دو دلیل عمده آرود.

1)سیاست ورزی بخردانه آقای روحانی

2)مخالفت صریح و مشخص با دولت قبل و جریان حاکم

در نتیجه با مرور زمان و همچنین در صورت جدایی چهره های شاخص اصلاح طلبی از دولت و عدم حمایت شخصیت نمادین اصلاحات یعنی آقای خاتمی این بدنه اجتماعی قرضی ریزش پیدا می کند. کما اینکه در ابتدای کار دولت و سر مسئله انتخاب اعضای کابینه اختلافاتی پدید آمده بود. در برای تیم دولت یک راه وجود دارد و آن این است که این بدنه اجتماعی قرضی را مال خود کند. این کار کار بسیار دشواری است. اولا که در نظر عملی امکان این وجود ندارد که همه ی بدنه اصلاح طلبی به طرف دولت اعتدال بیاید به خصوص آن گروه که اصلاح طلبی را به معنای واقعی کلمه فهمیده اند و برایش هزینه پرداخت کرده اند. اصلاح طلبان رادیگال ممکن نیست در اهداف حداکثری خود تجدید نظر کنند. بعضا دست کشیدن از آرمانهایشان برایشان مطلوب تر است تا تقلیل دادن آن. برای اثبات این مدعا باید به شکافی که ابتدای دولت روحانی و قبل از انتخابات در میان برخی اصلاح طلبان رخ داده بود اشاره کرد. قبل از انتخابات عده ای از این طیف بر این باور بودند که نباید در انتخابات 92شرکت کرد. چرا که شرکت در این انتخابات به معنای تایید ضمنی نظام است وعده ی دیگر گروه اول را به غیر واقعی بودن نظرات و تک بعدی نگاه کردن فضا متهم می کردند. آنها معتقد بودند برای اینکه بتوان حیات سیاسی داشت باید در زمین بازی نظام حرکت کرد و اینکه انتخاب در زمین سیاست گاهی بین بد و بدتر است. درست است که روحانی هیچگاه اصلاح طلب نبوده و در آینده هم نخواهد بود اما روحانی با شعار اعتدال به مراتب بهتر از قالیباف یا جلیلی است چرا که در صورت انتخاب یک فرد اصولگرا فضای سیاسی برای اصلاح طلبان و برای فعالیت های انتخاباتی بسته خواهد شد. این گروه به نوعی نگاه پراگماتیستی وعملگرایانه داشتند. کاری که در اردوگاه اصول گرایی به دلیل داشتن آرمان های انقلابی زنده و مستحکم به هیچ عنوان صورت نپذیرفت.

پس از نظر عمق و ضریب نفوذ گفتمان اعتدال با مشکل جدی روبروست وهمانطور که گفتم برای اینکه بتوانیم به یک مفهوم بگوییم گفتمان باید تمام این ویژگی هابه صورت یکجا برای آن احراز شود.

بعد از سنجش ملاکهای فوق به یک نکته دیگر می رسیم و آن هم ماهیت واژه اعتدال است. واژه اعتدال در فضای تاکتیکی اصالت دارد اما از نظر اجرایی و راهبردی نه...به عبار دیگر زمانی که صحبت از اعتدال می شود باید گفت خب اعتدال در چه امری؟ برای مثال اعتدال در آزادی خواهی چه معنایی می دهد یا اعتدال در دموکراسی یا اعتدال در میانه روی. اعتدال در اعتدال به چه معناست؟ در هنگام مناظره های انتخاباتی یکی از کاندیدها به آقای روحانی گفت حرکت بین حق و باطل اعتدال نیست. این حرف تا چه میزان درست است. اصلا آیا حق و حقیقت یک واژه حداقلی است یا واژه ایی حداکثریست؟ مثلا ما می توانیم بگوییم در راه رسیدن به ارزشهای انسانی باید اعتدال داشته باشیم؟ شاید بگویید احتمالا منظور این گفتمان اعتدال به ما هو اعتدال است که در مجموع هم حرف درست و مناسبی است و همانطور که رهبری گفتند اعتدال یعنی اسلام. اما این یک حرف انتزاعی و کلی است. صحبت این است که ارزشهای انسانی حد اکثریست. ما گفتیم اعتدال اصالت دارد و باز هم تاکید می کنم که اعتدال اصالت دارد، اما اصالت در ماهیت اعتدال عرضی است نه ذاتی. یک حرف انتزاعی و کلی بدون داشتن مصادیق روشن و مشخصی که مورد تایید عمومی باشد در جامعه شاید در کوتاه مدت مورد اقبال عمومی قرار بگیرد اما در بلند مدت بعید است راه به جایی برد. چرا که این گفتمان در ساختمند کردن مصادیق اعتدال به علت کلی بودن مفهوم، در فضای تکثر اجتماعی مشکل پیدا خواهد کرد. و بدون وجود دلالت های دستاوردی معین یک گفتمان متولد نخواهده شد.

در نتیجه با توجه به امر تکثر در عوامل زمینه ای و همچنین اصالت نداشت ماهیت اعتدال در فضای ذاتی هنوز برای اینکه بگوییم در سپهر سیاسی ایران گفتمانی به نام اعتدال بروز و ظهور پیدا کرده است و تا سالها در یک طرف معادلات سیاسی خواهد بود، زود است.

منابع:

1.      کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان ، نویسنده: ماریان یورگنسن و لوئیز فیلیپس/ مترجم: هادی جلیلی

2.      مبانی آینده پژوهی، نویسنده: وندل بل

3.      الفبای آینده پژوهی، نویسنده: مهندس عقیل ملکی فر و همکاران

4.      سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت

5.      سایت پرزیدنت دات. آی. آر

6.      سایت مرکز مطالعات رسانه

7.      وب سایت دکتر محمود سریع القلم

8.      سایت پرویز امینی

9.      مجله ها: مهرنامه، نسیم بیداری، رمز عبور و صدا

(سخن بی عیبت و نقص تنها بر زبان معصومی جاریست)

...محمد حسن خلعتبری...