2)

یک عالم فرهنگ از جنس کوه یخ

درباره سیاه نمایی باید دید که در این گزارش چه مستنداتی آورده شده است. مثلا در جایی با اشاره به چند فیلم جشنواره گفته شده: فیلم “دوران عاشقی” علیرضا رئیسیان با بازیگر معروف، لیلا حاتمی روی پرده رفت. حاتمی در این فیلم داستان زنی را بازی می کند که مرتکب زنا و حاملگی ناخواسته شده است و در فیلم دیگر “خانه دختر” نیز داستان روی موضوع تجرد گرایی می چرخد. “فیلم عصر” یخبندان نیز به موضوع خیانت می پردازد که در آن به شدت روی مسائل تجمل گرایی مانور داده شده است.

اگر واقعا بخواهیم روی این حرفها بررسی دقیقی داشته باشیم ناگزیریم چند صفحه ای از سینما خارج شویم. برای صحبت در یک موضوع ابتدا باید زمینه آن موضوع را بررسی کرد. جنس و ماهیت هر مفهوم و مسئله به زمینه اش بستگی دارد. اصطلاحا هر تکستی را باید در کانتکست خود بررسی کرد. سینما در تمام جوامع از جمله جامعه ایران جزء مسائل و مقوله های فرهنگی به حساب می آید. فرهنگ را برخی به کوه یخ تشبیه می کنند که9 / 10 از حجم آن زیر آب است و قابل رویت نیست.

برای اینکه توقعمان از جشنواره فیلم فجر و سینما روشن شود باید ابتدا بستر فرهنگی و ویژگی های خاص آن را بشناسیم.

 اولین نکته در مسئله فرهنگ این است که جنس مسائل فرهنگی محو است. برای همین سنجش فرهنگ و برآورد توصیفی آن کار بسیار دشواریست. جریانات فرهنگی عمدتا زیرپوست شهر بی سرو صدا حرکت می کنند.

نکته دوم اینکه به دلیل همین محو بودن جنس مسائل فرهنگی تنوع نظر و فکر در این زمینه ها امری اجتناب ناپذیر است. اساسا فرهنگ مبتنی بر تکثر است. هر کسی از یک مسئله واحد قرائت خاصی مطرح می کند. در ارتباطات نظریه ای داریم به نام مرگ مولف. یعنی امکان دارد از یک اثر هنری هزار جور برداشت شود و هر هزار برداشت هم درست باشد. تا حدی که بعضی از این برداشتها اصلا مد نظر خالق آن اثر نبوده است. به این می گویند مرگ مولف. شما در حقیقت نیت صاحب اثر را کشتید. پیامی که او در آن اثر گذاشته بوده است را محو کرده اید و خودتان به پیام و تفسیر جدید از آن اثر رسیده اید. ما در مسائل فرهنگی خیلی جاها مرگ مولف داریم. برای همین این تکثر آراء در فضای فرهنگ طبیعی است. لزوما این پذیرش تکثرگرایی به معنی اصالت دادن به تکثر گرایی و نسبیت فرهنگی نیست.

ویژگی سوم مسائل فرهنگی این است که تاثیر تدریجی و قوی دارد. دفعی و مقطعی نیستند. رویدادها در فرهنگ تاثیرگذارند اما این رویدادها نیستند که فرهنگ را می سازند بلکه فرآیند ها هستند. فرهنگ یک پروژه نیست بلکه پروسه است. تاثیرش چند وجهی است. گاهی زود اثر می کند، گاهی دیر اما زمانی که اثر کرد دیگر تغییرش کار دشواری است. ساخت این میزان از تاثیر ماندگار هم زمانبر است.

ویژگی چهارم به اهمیت زمینه یک اثر مربوط می شود. در ابتدا گفته شد برای بررسی یک مسئله به شناخت از زمینه آن نیاز داریم. در فعالیت های فرهنگی عمدتا زمینه یک اثر از خود آن اثر اهمیت بیشتری دارد. هنر یک هنرمند هم در اصل، فهم این زمینه ها و جانمایی مناسب آن در پیام خود است. اگر هنرمند مسائل اصلی جامعه اش را تشخیص دهد. سعی کند مسئله اصلی مردم را جلو تر از خودشان و البته با فاصله کمی از آنها بفمد و بعد بتواند از المانهای زمان حال برای درک بهتر آینده نزدیک استفاده کند. اثر موفقی ارائه میدهد.

غلبه کیفیت بر کمیت ویژگی پنجم در مسائل فرهنگی است در این زمینه همواره اصالت با کیفیت است. البته معیارهای کمی هم در سنجش کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند اما هیچگاه کل یک اثر را نمی توان با خط کش کمیت سنجید، بلکه نیاز به یک داور کیفی دارد.   یک متخصصی که قبلا خود این مسیر راه پیموده است. سختی های آن را میداند. در آن مسئله جامعیت نگاه دارد، می تواند درباره یک مسئله فرهنگی اظهار نظر کند.

و ویژگی آخر هم چند بعدی بودن و چند وجهی بون فضای فرهنگیست. هیچگاه یک مسئله علت موفقیت یک فیلم سینمایی نیست بلکه مجموعه ای از عوامل باعث موفق یا ناکامی یک پدیده فرهنگی می شود درنتیجه همه آنها را باید با هم به صورت یکجا و در یک کل نگری بررسی کرد.


ویژگی های پدیده های فرهنگی


اگر کسی خواست در خصوص کیفیت یک جشنواره سینمایی، یک آلبوم موسیقی موزه های ایران یا حتی مسئله حجاب اظهارنظر کند باید قبل از هر چیز و در کنار سایر ذهنیات خود این مسائل را هم در نظر بگیرد علاوه بر این یک ضرورت حیاتی، زمان بررسی یک مسئله یا پدیده فرهنگی این است که بدانیم آن پدیده فرهنگی ذیل کدام یک از انواع، اقسام و جزئیات فرهنگ است. فرض کنید یک بازیکن تیم ملی هندبال در مسابقه فینال جام جهانی فوتبال بدون آگاهی قبلی از قوانین این رشته و زمین بازی جدید وارد مسابقه شود. در ابتدای بازی توپ را با دست گرفته و به سمت دروازه حریف پرتاب کند. توپ بخاطر قدرت دست بالای بازیکن گل شود، اما به جای اینکه او و تیمش را تشویق کنند داور خطا می گیرید و هم تیمی هایش به آن فرد نگاهی می کنند که از هزار تا فحش بدتر است. کاری که در هندبال مورد تشویق همگان است و اساس هندبال مبتنی بر آن است یعنی حمل توپ با دست در فوتبال خطاست. یا برعکس. هر زمین بازی قواعد خاص خود را دارد. نحوه برخورد با یک شخصیت فرهنگی متفاوت است با برخورد با یک آدم سیاسی یا فرهنگی و نحوه برخورد ایندو فرق می کند با برخودر با یک مجرم، چرا که جنس مسئله ها با هم فرق می کند.نمی شود انتظاری که از موسیقی داریم را از سینما هم داشته باشیم و توقع داشته باشیم همان انتظار و نیاز را تئاتر هم برای ما برطرف کند. نمی شود از همه انواع هنر یک انتظار واحد را داشت. چراکه هر زمین بازی قواعد خاص خود را دارد. موسیقی با قاعده ها و اقتضائات خاص خودش موسیقی است. سینما با قاعده ها و اقتضائات خاص خودش سینماست و سیاست هم با قاعده ها و اقتضائات خاص خودش سیاست است.  اصلا یکی از دلایلی که در قانون اساسی ما آمده است برای بعضی از پرونده هایی که در بعضی زمینه های خاص وجود د ارد باید یک هیئت منصفه باشد که در آن آدمهایی با سطحی از اطلاعات در آن حوزه مشخص حضور داشته باشند. یا اینکه برخی دادگاه ها را از نظر موضوعی جدا می کنند. مثلا دادگاه ویژه روحانیت، یا دادگاه های سیاسی یا دادگاه رسیدگی به جرایم مطبوعاتی و وجود نهادی به نام شورای نظارت بر مطبوعات، همین است.


(سخن بی عیبت و نقص تنها بر زبان معصومی جاریست)

...محمد حسن خلعتبری...