3)

دینداران می گویند: ؟! موسیقی تعطیل.../ کارویژه ارمیا در شبکه من و تو

اخیرا در عرصه هنر کشور شاهد تعطیلی کنسرت های برخی از خوانندگان در استانها بودیم. اینگونه شد که به دلیل مخالفت های چهره های مطرح چند استان از جمله بوشهر، مشهد و شیراز با برگزاری کنسرت که از وزارت فرهنگ مجوز داشت مخالفت شد.

یکی استدلالهای مخالفین تغییر سیمای فرهنگی استان بود. یکی دیگر ترویج موسیقی بود. و..... خب از چند بعد به این مسئله می شود نگاه کرد. اول اینکه معمولا افراط و تفریط مادر همدیگر هستند. درست است که افراط در یک مسئله نقطه مقابل تفریط در همان مسئله است. اما این دو مولد یکدیگرند یعنی گاهی با بررسی اتفاقات اجتماعی به این می رسیم که افراط در یک زمینه فرزند تفریط در همان حوزه می شود. آلبوم یک خواننده زن از وزارت فرهنگ مجوز می گیرد. بعد در مراسمی که یک پایش وزارت ارشاد است اجرای زنده می کند. و چندی بعد مرجعیت این وزارت خانه در مسئله اعطای مجوز به کنسرت ها با اقدامات عملی برخی چهره ها زیر سوال می رود. اینجا ما به اصل مسئله کاری نداریم. اینکه آیا موسیقی حرام است یا حلال است (که البته در اسلام مشخص است که هر موسیقی حرام نیست.) اینکه این اقدامات درست بوده یا اشتباه هم مد نظر ما نیست. ملاک ارزشی ما برای قضاوت در این زمینه عرف و جامعه است. سوال اصلی اینجاست آیا در جامعه ایران پذیرش این وجود دارد که یک زن در یک مراسم زنده که یک پایش وزارت ارشاد است تک خوانی کند یا نه؟ و چون این لغو کنسرت ها به اتفاقات دیگر گره خورده است سوال دیگر نیز این است که آیا واقعا می شود نام کسانی را که به آن نماینده مجلس حمله کردند حزب الهی گذاشت؟ اعطای مجوز به یک آلبوم که خواننده اش زن است به خودی خود کار غیر شرعی نیست. اقتضای چنین تصمیمی چند مدت بعد برگزاری کنسرت زنده آن خواننده می شود. زمانی که ما به دو خواننده مجوز می دهیم بعد به یکی می گوییم تو می توانی کنسرت بگذاری و به دیگری می گوییم تو نمی توانی فقط بخاطر اینکه زن هستی، فقط برای جنسیتت. این یک تبعیض علنی است. این کار سلب آزادی و حق شهروندی آن هنرمند است. جلوه کردن در ذات یک خواننده و هنرمند است. به خصوص اگر این هنرمند زن باشد. جدای از اینکه هر انسانی نیاز به مورد توجه قرار گرفتن دارد یک هنرمند به مراتب بیشتر به این مسئله نیاز دارد و یک هنرمند زن نیز خیلی بیشتر از یک هنرمند مرد. شما نمی توانید یک ماشین را در سطح شیبدار بگذارید، بدون بالا کشیدن ترمز دستی، سنگ جلوی چرخش را بردارید و بعد با کمال اعتماد به نفس از او انتظار داشته باشید که حرکت نکند. آیا واقعا می خواهید حریف نیروی جاذبه زمین  شوید؟ وقتی این مسئله مشخص شد خود به خود بعضی مسائل حل میشود. برخورد فرهنگی نگاه فرهنگی می خواهد.

بعد دیگر این است که خوانندگانی که دراین استانها بنا بود کنسرت اجرا کنند چه کسانی بودند؟ در چه ژانری قصد اجرای موسیقی را داشتند؟ پاپ می خواندند یا رپ یا سنتی! طبیعتا تک تک این جزئیات در تصمیم ما مبنی بر برگزاری کنسرت یا لغو آن تاثیر دارد. شاید کسی بگوید ژانر فرق نمی کند مخاطب اجرای موسیقی در استان افراد واحدی هستند و فضایی که بعد از آن کنسرت درست می شود هم یکسان است. باید دوباره این حرف را بررسی کرد که آیا واقعا خروجی کنسرت مازیار فلاحی با مضامین عاشقانه و عریان در ژانر پاپ با کنسرت علیرضا قربانی درژانر سنتی و مضامین بیشتر عارفانه یکسان است؟

در احادیث دینی داریم که موسیقی باعث ضعف اراده می شود. خود من به عنوان یک انسان مذهبی به این حدیث اعتقاد دارم. استفاده بیش از حد از موسیقی و وابسته شدن به آن اراده انسان را سست می کند. اما آیا فقط موسیقی است که در یک استان باعث سستی اراده می شود. همین الان استان خراسان جزء استانهای جرم خیز کشور است. از نظر ارتکاب جرایم مختلف جزء چندتای اول است. شخصیت های محترم مذهبی از این بابت احساس خطر نمی کنند؟ باز هم تاکید می کنم که این حرفها به معنی تایید کاری نیست اما مسئله اینجاست که اگر شخصیت های برجسته و محترم مذهبی آن استان با کلیت یک هنر، مخالفت کنند این کار چه پیامدی می تواند داشته باشد؟

اگر بخواهیم از زاویه دینی به این مسئله نگاه کنیم، آسیب شناسی فضای فرهنگی کنسرت ها حتی کنسرت های سنتی به تنهایی یک مقاله صد صفحه ای را به خود اختصاص می دهد اما اینجا بحث چیز دیگری است. در اسلام یک قاعده مرجع وجود دارد که بر اساس آن اجتهاد هم می شود به نام دفع افسد به فاسد. آیا پیامد های مخالفت با کنسرت سنتی علیرضا قربانی و حزب الهی خواندن کسانی که به علی مطهری حمله کردند افسدی نبود که با برگزاری کنسرت دفع شود.

افسد می شود اینکه مردم جامعه فکر کنند، دین و مذهب نقطه مقابل فرهنگ و هنر است. یک انسان حزب الهی یعنی یک فرد غیر فرهنگی بی هنر. نباید فراموش کنیم که در جامعه ما بالاخره کسانی هم هستند کمه اعتقاد دینی و مذهبیشان محکم نیست. این گروه به دو دسته تقسیم می شوند. 1) افرادی به اعتقادات مذهبی غیر محکم غیر محجبه 2) افرادی با اعتقادات مذهبی غیر محکم محجبه.

بالاخره همه خانم های چادری که اعتقاداتشان محکم نیست. شبکه من و تو برنامه ای می سازد با محوریت موسیقی به نام آکادمی گوگوش. سال اول برنامه پخش شده و مخاطب زیادی در داخل ایران جذب می کند. زمانی که خوب مخاطب جذب کرد و برای خودش برند شد در فینال مسابقات یک خانم باحجاب شوهر دار به اسم ارمیا را قهرمان می کند. کل این برنامه می خواهد بگوید که زن های مذهبی هم می توانند وارد دنیای موسیقی شوند و کل اقدامات برخی از دوستان داخلی این معنا را میرساند که آدم های مذهبی ضد هنر و فرهنگ هستند. شما قضاوت کنید. مردم این جامعه کدام برخورد را انتخاب می کنند؟

من وتو برای هر دوی اینها برنامه ریزی می کند واصلا اولویتش را گروه دوم می گذارد اما بعضی از افرادی که خود را منبع دین و مذهب می دانند نه تنها برای گروه دوم و برای محکم کردن اعتقاداتشان یا به اصطلاح جذب کردنشان برنامه ای ندارند که آنها را با این کارها دفع هم می کنند.

پس کار در حوزه فرهنگی نگاه فرهنگی می خواهد. نگاه فرهنگی تصمیم فرهنگی می آورد و تصمیم فرهنگی هم می تواند منجر به تاثیر گذاری شود. این تاثیر گذاری متناسب با فضای ذهنی صاحب اثر اتفاق می افتد. اگر مذهبی باشد تاثیر اثرش دینی خواهد بود و اگر نباشد هم اتفاق دیگری می افتد. برای همین یک نگاه فرهنگی باید بداند. فرهنگ چیست؟ چه اجزا و ابعادی دارد؟