786

دولت بنفش و چالش پایگاه اجتماعی

حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان اخیرا در بیستمین همایش سراسری فرماندهان ناجا گفت: "پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، پلیس یک وظیفه بیشتر ندارد و آن هم اجرای قانون است." این اظهار نظر در شبکه های اجتماعی بازتاب قابل توجهی داشت. تا آنجا که تقریبا بیشتر سران کشوری و لشگری نسبت به صحبت رئیس دولت اعتدال موضع گیری رسمی کردند.

این در حالی است که حسن روحانی بر خلاف محمود احمدی نژاد نسبت به مثبت نگهداشتن نظر مراجع و شخصیت‌ها به اقدامات دولت اعتدال تاکید دارد. چند هفته از سفر رئیس جمهور به قم نمی گذرد. سفری که رسانه های اصلاح طلب، سایت ریاست جمهوری و خبرگزاری ایرنا برای گزارش آن تیتر زدند: حمایت آیات عظام و مراجع تقلید از اقدامات دولت یازدهم؛ بدون شک آقای رئیس جمهور روی حمایت مراجع برای جلب افکار عمومی حساب باز کرده است. بنابراین چرا دکتر روحانی باید حرف‌هایی بزنند که جمعی از شخصیت‌ها علیه او و دولتش موضع گیری کنند. اتفاقی که در هفته گذشت شاهد آن بودیم. شروع موضع گیری ها از قم بود. آیت الله نوری همدانی با انتقاد از اظهارات رئیس جمهور گفت: قانون اساسی ما برگرفته از موازین اسلامی است. آیت الله صافی، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس و حتی فرمانده سپاه پاسداران که از طرف برخی به حمایت بیش از حد ازسیاست های دولت متهم است نیز نسبت به این اظهارات موضع گیری کردند.

 آیا آقای رئیس جمهور قبل از بیان این سخنرانی به بازتاب‌های آن توجهی نداشته اند؟ کمی تامل درباره شخصیت دکتر روحانی می تواند پاسخ این سوال را بدهد. روحانی همان فردی است که از نظر برخی تحلیلگران سیاسی بازی از پیش باخته انتخابات ریاست جمهوری را به یک برد قطعی برای خود مبدل ساخت.  کمتر کسی چند ماه قبل از انتخابات دولت به ذهنش خطور می کرد حسن روحانی رئیس جمهور شود. حتی آقای روحانی گفته بودند در صورت کاندید شدن آیت الله هاشمی از رقابت انصراف می دهد. از چنین شخصیتی برمی آید حرف نسنجیده ای بر زبان بیاورد. پس رئیس جمهور حرفی را بدون منظور و توجه به پیامدهای آن بیان نمی کنند.

سوال اینجاست، آورده این اظهار نظر برای رئیس دولت چیست؟ یا به عبارتی چه چیزی تا این حد برای آقای رئیس جمهور ارزش دارد که برایش مخالفت مراجع را هزینه کند؟

وی در بخش دیگری از این صحبت‌ها که گفته است: "امنیت جامعه با امنیتی کردن جامعه ۲ مقوله متفاوتند". آیا او عقیده شخصی اش را مطرح کرده است؟ اجالتا باید گفت اگر بخواهیم این جمله دوم را بررسی کنیم بیان آن یک حقیقت بدیهیست. بررسی درست یا غلط بودن این اظهار نظر مد نظر نویسنده نیست. غرض یافتن علت بیان این سخنان است. آیا علت بیان این حرف را باید در جسارت اقای رئیس جمهور جستجو کنیم. حتما بیان چنین صحبتی جسارت می‌خواهد اما برای طرح چنین دیدگاهی حتما نباید رئیس جمهور باشید. صادق زیبا کلام هم خیلی تندتر و هم خیلی صریح تر از این جنس صحبت‌ها می کند. به عبارتی کسی که می تواند بودجه نیروی انتظامی و حتی سپاه را کم کند و این کار را هم کرده است، بیان این صحبت‌ها برایش چندان کار دشواری نیست. گویا پاسخ را باید جای دیگری جستجو کرد؟ آورده این اظهار نظر برای دولت اعتدال چیزی بیش از اینهاست. دولت اعتدال حیات خود را در این اظهار نظرها می بیند.

 حیات سیاسی هر دولتی در یک نظام دموکراتیک به جلب نظر مردم و پایگاه اجتماعی آن بستگی دارد. نقطه ای که دقیقا پاشنه آشیل دولت دکتر روحانیست. پایگاه اجتماعی گفتمان اعتدال یک پایگاه ترکیبی است. یعنی بخشی از بدنه اجتماعی اصلاح طلبان به کمک دکتر روحانی آمده است تا شبه گفتمان اعتدال از بدنه اجتماعی مورد نیاز یک دولت بهره مند شود. اما آیا این بدنه اجتماعی برای همیشه با روحان و دولتش می ماند؟ آیا روحانی منهای خاتمی همین طبقه اجتماعی را خواهد داشت؟ چه تضمینی برای دولت وجود دارد که در صورت برآورده نکردن انتظارات اصلاح طلبان پای گفتمان اعتدال بمانند؟ حقیقت امر اما با پرده نمایی از واقعیت داشتن یک شایعه نمایان تر می شود. مدتی است که خبری در محافل سیاسی شنیده می شود مبنی بر اینکه قرار است گروه "اعتدال" با مجموعه ای که نام آنها را "اصولگرایان معتدل" نامیده اند، در انتخابات مجلس دهم ائتلاف کنند.

این خبر اما همچنان در حد یک شایعه مورد توجه قرار می گرفت تا اینکه چند روز قبل، صفر نعیمی رز، سخنگوی فراکسیون رهروان ولایت (فراکسیون منتسب به لاریجانی) این خبر را تایید کرد و گفت: "من به عنوان سخنگوی فراکسیون رهروان ولایت اعلام می‌کنم ما (طیف لاریجانی و روحانی) هم برای انتخابات مجلس و هم موضوعات دیگر می‌توانیم کنار هم قرار بگیریم." این نماینده نزدیک به لاریجانی درباره روابط رییس مجلس فعلی با روحانی تاکید کرد: "ما همواره گفته‌ایم که مواضع آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس به آقای روحانی رئیس‌جمهوری کشورمان نزدیکتر است."

روی کار آمدن یک مجلس هم راستا با سیاست‌های دولت بدون شک از اصلی ترین اولویت های دولت در سال جاریست، یک مجلس متحد علاوه بر اینکه انسجام ملی را بالا می برد و تاثیر مستقیم در موفقیت سیاست های دولت دارد می تواند آینده سیاسی دولت روحانی برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری را نیز تضمین کند. حتی اگر این تضمین نتیجه ائتلاف با یک اصولگرای به اصطلاح معتدل و  اهل گفتگو مثل لاریجانی باشد.

حال آیا اگر این ائتلاف رخ دهد اصلاح طلبان روحانی را خواهند پذیرفت؟ اظهار نظرهایی که تا این لحظه از برخی از آنها مطرح شده است که این را نمی گوید؛ ابراهیم امینی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در پاسخ به این پرسش که اگر این ائتلاف صورت بگیرد آیا فردا روزی اگر روحانی بخواهد باز به سمت اصلاح‌طلبان مایل شود این طیف مجددا روحانی را خواهند پذیرفت یا خیر؟ گفت: خیر البته این بستگی به این دارد که اصلاح‌طلبان چقدر قدرت مانور داشته باشد. ما اگر از جریان خود کاندیدایی داشته باشیم قطعا به روحانی اجازه بازگشت نمی‌‌دهیم.

بدون این اظهار نظر هم درک این مطلب کار چندان دشواری به نظر نمی رسید چراکه رابطه دولت اعتدال با اصلاح طلبان بیشتر یک ائتلاف است نه اتحاد. در انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان راهی به غیر از روحانی نداشتند. آنها می خواستند حیات سیاسی داشته باشند اما کسی نبود که بتواند در رقابت های سیاسی دست بالا را داشته باشد. محمد رضا عارف با وجود شخصیت علمی و روش سیستماتیکش در انجام کارها ظرفیت چنین بازی را نداشت. اما سوال اینجاست. آیا چنین بازیگر قابلی ظرفیت نمایندگی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس را نخواهد داشت؟ اصلا با وجود شخصی مثل عارف که می تواند تا حد زیادی منافع دولت را پیش ببرد چرا روحانی باید با لاریجانی ائتلاف کند؟ آیا آقای رئیس جمهور از تکرار تاریخ نگران هستند. اصلاح طلبان قبلا زیرپای شبیه ترین فرد به دکتر روحانی را خالی کردند. آیا روحانی از تجربیات آقای هاشمی بهره مند شده است که به فکر ائتلاف با اصول گرایان افتاده است؟ باید چند ماهی صبر کنیم تا جواب این سوال‌ها را بشود با قطعیت داد.

این اولین بار نیست که این جنس اظهار نظرها را از آقای روحانی مشاهده می کنیم و بدون شک آخرین بار هم نخواهد بود. تا زمانی که گفتمان اعتدال از خودش پایگاه اجتماعی مستقل نداشته باشد آش همین آش است و کاسه همین کاسه. اگر مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد این فرصت برای دولت آقای روحانی فراهم می شود که طبقه اجتماعی مستقلی را نمایندگی کند. در صورت موفق بودن مذاکرات این طبقه اجتماعی هم از اصولگراها برای آقای رئیس جمهور فراهم می شود و هم از اصلاح طلب‌ها. به عبارتی گفتمان اعتدال بخشی از طبقه اجتماعی اصولگریان و اصلاح طلب‌ها را مال خود می کند.

اما تا آن زمان رئیس جمهور باید با هر هزینه ای که شده بتواند این بدنه اجتماعی غرضی را برای خود نگهدارد و این اتفاق نمی افتد مگر با چنین اظهار نظرهایی. دولت روحانی تا زمانی که خود را مخالف وضع موجود معرفی کند و دولت احمدی نژاد را وضع موجود می تواند از این بدنه اجتماعی بهره مند شود. تنها حسن روحانی نیست که در تاریخ دست به این تاکتیک زده است. رئیس دولت قبل هم می خواست در اواخر کارش خود را مخالف وضع موجود معرفی کند و از ادبیات اپوزیسیون ها استفاده کند تا آنجا که اظهار نظر تاریخی برادران قاچاقچی را خطاب به سپاه مطرح کرد. که البته باورپذیری مخالف وضع موجود بودن برای کسی که 8سال در کشور بودجه همین برادرانی که از آنها صحبت کرده است را تعیین کرده است و به نوعی همه کاره بوده است سخت بود. مردم باور نکردند که احمدی نژاد مخالف وضع موجود است.

بنابر این می شود تحلیل کرد، دکتر روحانی کاملا هدفمند و حساب شده این اظهار نظرها را می کنند، و حتی به قول اقای شریعتمداری در زنگ حساب انشاء می خوانند. مخالفت های مراجع را به جان می خرند هر چقدر این مخالفت ها بیشتر باشد برای دولت و وجه اش و پایگاه اجتماعی اش در بین اصلاح طلبان بهتر است. اما این وضعیت برای مدت زیادی امکان دوام ندارد. بالاخره دولت باید ابتکاری به خرج دهد تا بتواند پایگاه اجتماعی بدست بیاورد. آن وقت شبه گفتمان اعتدال فرصت این را پیدا می کند که به یک گفتمان تمام عیار در سپهر سیاسی ایران تبدیل شود.

قائله ای که روحانی آغازگر آن بود با این سخنان رهبری تمام شد که: "مقابله با ناامنی‌های روانی در جامعه همچون نگرانی خانواده‌ها از حضور فرزندانشان در خیابان‌ها و بوستان‌ها به دلیل احتمال کشیده شدن آنها به سمت مواد مخدر و یا نگرانی از کشانده شدن جوانان به سمت فحشا و منکرات، بسیار بااهمیت‌تر از مقابله با ناامنی‌های فیزیکی است و باید با چنین ناامنی‌هایی به‌طور جدی مقابله شود." و این عبارت که گفتند: "به دنبال اقتدار هالیوودی نیستیم"

حال این آینده است که اثر بخشی این تاکتیک ها را مشخص می کند. آینده به ما می گوید که آیا دولت روحانی اولین دولت ماندگار نظام سیاسی خواهد بود؟ و یا اولین دولت چهار ساله آن...


...محمد حسن خلعتبری...