بسم الله الرحمن الرحیم


نسبت هنر ودین


در عصر جدید ما شاهد استفاده ی ابزاری شدید از هنر هستیم.

دیگر هنر برای هنر عبارتی بی معنی تلقی می شود، حداقل در عرصه ی معادلات اجتماعی. البته این امر بیش از هرچیز در جوامع توسعه یافته مطرح است. جایگاه همه چیز کاملا مشخص است؛ مثل بازی شطرنج همه ی مهره ها در خدمت شاه هستند. حال اینکه شاه چیست قابل بررسی است ولی انقدر می دانم که شاه قطعا سیاست نیست.

در چنین جامعه ای همه چیز منظم است، هنر هم سر جای خودش است. بعضی وقت ها در حد سرباز و بعضی وقت ها حتی قدرت وزیر را پیدا می کند اما هیچ وقت و به هیچ عنوان شاه نمی شود.

این موقعیت در مبنای جوامع توسعه یافته ی امروزی و با مبانی تاریخی و جامعه شناسی غرب صادق است و الا هنر در مشرق زمین داستان خود را دارد و به خصوص هنر اسلامی که حقیقتا مطالب خیلی زیادی راجع به آن می توان گفت؛ مطالبی که متاسفانه امروز به آن توجهی نمی شود. اساسا جنس جامعه ی اسلامی و تاریخ آن، با جوامع غربی متفاوت است و این وضعیت هم اکنون نیز صادق است . انتقال فرهنگ غربی هنوز مبانی فرهنگی جوامع اسلامی را تغییر نداده، هرچند تا حدی برآن تاثیر گذاشته است.

در جوامع اسلامی به خصوص ایران دین و هنر رابطه ی تنگاتنگی با هم داشته اند. امن ترین جایگاه برای جلوه گری هنر مذهب بود و هنر و مذهب مکمل هم بودند، از جمله می توان به هنر معماری اشاره کرد که هنرمندان ایرانی انگیزه ی خود را از مذهب می گرفتند و این امر باعث رشد و ارتقای هنر و هنرمند در ایران می شد.

 میوه ی آن هم نمایان بودن هنرِ هنرمندانِ ایرانی در سراسر دنیاست از جمله بنای تاج محل در هند که از عجایب هفتگانه در جهان است، شاید بتوان گفت هنر روح دین بوده، نه ابزاری در خدمت دین.

در آن زمان لازم نبود برای لذت بردن از هنر به موزه ها یا.........رفت بلکه هنر در متن زندگی مردم جاری بود، قابل خرید و فروش نبود، ارزشش انقدر بالا بود که تنها خرج ارزشمندترین اعتقاد مردم میشد یعنی دین.

                             

در ساختن مسجدها توجه خاصی به معماری شده و حتی بهترین معماران هنر خود را در مسجدها نمایان می ساختند، هنری که در اصفهان نظیر آن را کم ندیده ایم. معماران ایرانی به ریزترین مسائل از قبیل رنگ کاشی ها هم توجه می کردند که رنگ مساجد رنگ آرامش بخشی باشد و روح انسان در آن به پرواز در بیاید و اصلا نماز و مناجات در چنین فضایی برای انسان لذت بخش خواهد بود.

اما امروز هنر دقیقا همان چیزی است که ما برای انتقال فرهنگ پیشینیانمان به آن نیاز داریم شاید تنها راه انتقال درست و عمیق فرهنگ نیاکان ما و همچنین اعتقادات دیرین جامعه ی مان در شرایط فرهنگی کنونی که به نوعی برخورد فرهنگی یا جنگ فرهنگی شباهت دارد هنر باشد. هنر بهترین زبان برای زدن حرفهایمان است.

حرفهایی که شاید امروز برخی فکر کنند که دیگر خریداری ندارد. پس برای دیندار بودن در شرایط فعلی اول باید هنرمند باشیم...

(سخن بی عیب و نقص تنها بر زبان معصومین جاریست.)

 ....محمدحسن خلعتبری...