786

مهمان نوازی جامعه از تکنولوژی های جدید ارتباطی

 

 

زمانی که جامعه ی ایران را از نظر فرهنگی مورد بررسی قرار می دهیم به صورت ملموسی مشاهده می کنیم که نهاد یا حتی فرا نهادی به نام مذهب به یکی از ابعاد جدا نشدنی فرهنگ ما تبدیل شده است حتی کسانی که ظاهرا در جامعه مذهبی به نظر نمی رسند و از نظر ظاهری هم چه بسا در تقسیم بندی های رایج مذهبی نباشند در درون باورهایشان و حتی تفکرشان که شاید از مسائل ظاهری اهمیت بیشتری هم داشته باشد رگه های جدی از باورها ی دینی نمایان است.

با این مقدمه ما در جامعه سه طبقه داریم.

اول طبقه ای که بیشتر اظهار علاقه به دینداری دارند و فکر می کنند که لازمه ی مسلمانی و دینداری این است که باید به پدیده های جدید و تغییراتی که در زمان پیدا می شود با نظر بدبینی نگاه کنیم و آنها را به چشم اموری که بر ضد دین به وجود آمده است ببینیم. در نیتجه این گروه همواره در تحولات اجتماعی کند رو هستند و عقب حرکت می کنند، همیشه پیرو و دنباله رو جامعه هستند. صبر می کنند زمانی در مقابل پدیده های اجتماعی کاملا شکست خوردند. آن وقت تسلیم می شوند. اگر بخواهیم اشاره ی دقیق تری داشته باشم باید به تعبیر حضرت امیر در نهج البلاغه خطبه ی 32 اشاره کنم که در شکایت از اصحابش که چرا نباید ما و شما قوه ی پیشگیری داشته باشیم صحبت می کنند.

net4 پنج رویداد مهم دنیای اینترنت در سال ۲۰۱۳

ما همیشه در مقام رفع هستیم نه مقام دفع، حال آنکه باید پیش بینی کنیم چیزی را که  هنوز اتفاق نیفتاده است. قبل از وقوعش تکلیف خودمان را با آن مشخص کنیم. این مشخص کردن تکلیف به معنای نفی کامل آن تکنولوژی یا تحول جدید نیست یا حتی پذیرش آن به طور کامل اصلا همین نگاه صفر و صدی است که ما را بعضی وقتها در عهد دقیانوس نگه می دارد حال هر پدیده ی جدید که می خواهد باشد که اینجا تاکید این مقاله بیشتردر بحث تکنولوژی های نوین ارتباطی است پس این مشخص کردن تکلیف میتواند به معنای برخورد پویا و فعال با آن مسئله باشد. پس یک طبقه ی این چنینی وجود دارد که به نام دین از توسعه و تمدن زندگی بریده اند. البته الان نمی خواهم راجع به ضربه ی بزرگی که این عده به دین و دینداران می زنند صحبت کنم که خودش دریایی از حرف و مطلب را باز می کند از نگاه قشری و سطحی به دین بگیر تا بعضا تندروی های بی جا و کندروی در موقعیت های حساس. چه بسا علت اینکه برخی از مردم نگاه کنونیشان نسبت به دین و دینداران منفی است همین گروه از آدم های به اصطلاح دیندار باشند. که البته کسانی که در اثر زندگی و همنشینی با این افراد چنین نگاهی پیدا کرده اند  نیز در دنیای کلیشه های رسانه ای زندگی می کنند و اگر کمی پا را از این فضا بیرون بگذارند کشف حقیقت کار چندان سختی برایشان نخواهد بود.

اما گروه دوم در نقطه مقابل این دسته از افراد هستند . این دسته به نام تمدن و توسعه ی علم و مقتضیات زمان پینوند خودشان را با دین و حقایق دینی بریده اند. اینها از هر چیزی که بوی قدمت بدهند گریزانند. از نظر این طبقه کلمه ی (قدمت) که یه معنی سابقه ی زمانی بیشتر داشتن است، مساوی است با کهنگی، حال آنکه اینها دو مفهوم است کهنگی یعنی فرسودگی در حالی که قدمت به معنی سابقه ی زیاد داشتن است. هیچ ضرورتی ندارد که یک چیزی قدمت یعنی سابقه ی زمانی زیادی داشته باشد و در عین حال فرسوده و کهنه شده و در عین حال در حال انهدام باشدو سابقا هر جا که کلمه ی قدمت می آمد یک تقدسی از آن استشمام می شد. می گفتند این چیز قدیمی است پس که اصالت و اعتبار بیشتری دارد. حالا بر عکس در نظر عده ای هر چه که می گویند قدیمی است، معنایش این است که بوی کهنگی و از کارافتادگی از آن می آید.

اینجاست که نیاز به یک طبقه ی متوسط است که کم و بیش در جامعه و جود دارد. در چنین شرایطی وظیفه ی این طبقه سنگین و دشوار می شود و آن این است که ما یک بررسی کامل و دقیق بکنیم ببینیم واقعا چگونه است، آیا میشود هم مسلمان و متدین بود و هم هماهنگ با مقتضایت زمان و پیشرفت های زندگی، یا ممکن نیست؟ این دشوراری برای اسلام از هر دین دیگر بیشتر است، برای اینکه یک خصوصیت اسلام مسئله ی اعلام جاودانگی است که اعلام کرده است که دیگر دفتر نبوت برای همیسه بسته شد و جز ای دین الی الابد دین دیگری نخواهد آمد. خصوصیت دیگرش توسعه ی خود این دین است. اگر اسلام مثل پاره ای از ادیان دیگربه چهار تا دستور عبادی و چهارتا دستور و پند اخلاقی قناعت کرده بود و مقرراتی برای زندگی بشر در قسمت های مختلف وضع نکرده بود، چندان دچار این دشورای نمی شد. خب در هر عصر و زمانی مردم به یک شکل خاص عبادت می کنند این چندان مسئله ی خاصی نیست. یا حتی برخی از پندهای اخلاقی اینها پیچیدگی ها و اهمیت خارج از حد انتظاری ندارد. اما اسلام در تمام شئون زندگی بشر حلال و حرام تعریف کرده است و برای قانون و دستور العملی دارد. دقیقا به همین دلیل کار مسلمانان خیلی دشوارتر است.

علم ارتباطات و ابزارهای ارتباطی

مقام رهبری در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 19/9/92فرمودند: من عرض می کنم ما در برخورد با مسائل تهاجمی، پدیده را در اول ورود، حتی قبل از ورود باید بشناسیم.فرض کنید یک چیزی یک روشی، یک فکری در دنیا رایج میشود، آیا در عصر ارتباطات ما با آن پدیده مواجه نمی شویم؟ آن پدیده به ما نمی رسد؟ آیا ما می توانیم به دور کشورمان حصار بکشیم؟ طبیعی است که پاسخ همه ی این سوالات نه است در نتیجه ما باید با دور اندیشی نسبت به این مسائل برخورد کنیم. حال برخورد فعال و حکیمانه با این مسئله چگونه است؟ آیا معنای این برخورد حکیمانه این است که همیشه ما آن پدیده ی جدید را رد کنیم، نه، گاهی یک پدیده ای است که می توانیم اصلاح کنیم، گاهی پدیده ای است که می توانیم یک ذیلی برایش تعریف کنیم که آن ذیل مشکل آن را برطرف کند. دیرجنبیدن، دیرفهمیدن،دیر به فکر علاج افتادن، این اشکالات را دارد که بعد شما دچار مشکلاتی می شوید که نمی توانید با آنها مواجه شوید. پس من نمی گویم که فقط موضع دفاعی داشته باشیم- البته وفتی تهاجم هست، انسان باید دفاع کند، شکی نیست- توصیه ی من فقط موضع دفاعی نیست، اما موضع اثباتی، موضع تهاجمی، موضع حرکت صحیح باید داشته باشیم. به هر حال در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است، زشت ترین کار انفعال است، خسارت بارترین کار انفعال است. فرهنگ مهاجم نباید ما را منفعل بکند.

                                                 

سعی کنیم یک پدر یا مادر به روز باشیم

پس ما باید آینده نگری داشته باشیم. حرکت رو به عقب راهی نیست که کشور ما بتواند با آن در شرایط فعلی جهانی پیشرفت کند. نباید این حرف کلیشه ای اما حکیمانه یادمان برورد که پیش گیری همواره بهتر از درمان است. خانواده ی مذهبی و مومن نباید ازعلم روز و پیشرفت های تکنولوژیک عقب بماند بلکه بایستی ضمن اطلاع از آسیب ها و تهدیدات هر پدیده ای و مهار نکات منفی احتمالی حتی پدر و مادر فرزندان را با پدیده های ارتباطی جدید آشنا کند. چه اشکالی دارد مثلا به جای آنکه فرزند شما از دوستش یاد بگیرد که مثلا اینستاگرام چیست؟ وی چت چیست و چه کاربردی دارد؟ و یا هر چیز دیگری اولین با پدر خانواده بچه اش را با این پدیده ی ارتباطی به صورت آگاهانه آشنا کند. یک لحظه فکر کنید به جای آنکه اگر برای فرزند شما یک مشکل و مسئله در این زمینه پدید بی آید او اول از شما تقاضای کمک می کند در آن زمینه ی خاص یا از دوستانش؟ در کدام حالت خیال شما به عنوان پدر خانواده راحت تر است؟ حتی اگر چنین دیدی برای فرزند شما جا بی افتد او به صورت خودکار خیلی جاها به شما مراجعه می کند و مشکلاتش را با شما مطرح خواهد کرد چون تصور ذهنی اش از شما یک پدر فهمیده و به روز خواهد بود نه دری که بچه اش را حتی ذره ای درک نمی کند، پدری که فضای ذهنی اش از فرزندش آنچنان دور است که همیشه علت برخی از رفتارهای او را در مسائلی غیرواقعی و غلط تفسیر می کند.

                                                             مدیریت میزان استفاده از کامپیوتر توسط فرزندتان