786

....     لیلا     ....


این روزها تا اسم شهید به میان می آید بعضی ها یاد سهمیه ،پارتی بازی و خیلی از اتفاقاتی می افتند که همه ی آنها به آدم حس بدی را می دهد . در جنگ ایران و عراق  ۲۱۳۲۵۵ نفر از کودکان، زنها،‌ جوانان و... جانشان را از دست دادند. و حالا این اصلا چیز عجیبی نیست که همین الان ما داریم در کنار فرزندان و همسران همین ها زندگی می کنیم آنها در کنار ما هستند با ما بزرگ می شوند و به دانشگاه می آیند. با ما می خندند و گریه می کنند و با ما نفس می کشند. دخترانشان پدر، پدر گفتن های همکلاسی هایشان را می شنوند. حمایت هایشان را می بینند و اما... تصورش خیلی ساده است مثلا اگر معلمی در مدرسه بچه ای را بزند بچه می گوید:(فردا بابامو میارم.) اما آنها چه؟خب طبیعیست، دلشان می خواهد. مثل بستنی که وقتی خودمان بچه بودیم تابستان ها دست کسی می دیدیم دلمان می خواست. اما بازهم آن کودک یک نفر را دارد که از او دفاع کند و آن کسی نیست جز مادرش اما سوالی که همیشه بی پاسخ می ماند این است که آن مادر اوقاتی که دلش می گیرد چه می کند پشت پناه او کیست اصلا دوست ندارم از این عبارت استفاده کنم اما بی پناهی گاهی این جاست که معنی پیدا می کند.

جالب است سهمیه را همه سریع یادشان می آید شهید برای ما شده یک کلیشه که هیچ جنبه ی ابهام یا سوالی ندارد. همه ی ابعاد این مفهوم برای همه ی مردم ما شناخته شده است انقدر در صدا و سیما شهید شهید کرده اند که دیگر حتی بعضی وقتها تا اسمی از این مسائل به میان می آید ندید کانال را عوض می کنیم. اما هیچ کسی آن چیزهایی را که باید نمی بیند. قاضی درون بعضی از ماها فقط با یک عینک به اینها نگاه می کند و آن هم عینک سهمیه است. که البته هر کاری که مصداق بی عدالتی را داشته باشد غلط است اما گناه این ها چیست که مسئولین ما تقدیر کردن بلد نیستند؟!!

لیلا دریچه ایست که درباره ی این موضوع حرف های تازه ای دارد پنجره ی جدیدیست به دنیای همسران شهید. دنیایی که این روزها به لطف برخی شاید کمی سوت و کور شده باشد، اما جذاب ترین دنیاییست که من می شناسم. لطافت هایی که شاید هیچ جا نتوانیم حتی بویی از آن را استشمام کنیم. 


 لیلا رو گوش کن

خش ترانه زیبای «لیلا»/اشک‌های مازیار فلاحی در تلویزیون+فیلم