باسلام و احترام

اول تشکر می کنم از نظرای خصوصی که دوستان عزیزم دادن برای اینکه بقیه نسبت به مطلب ذهنیت پیدا نکن پاسخش رو برای ایملتون فرستادم.

امیدوارم هر دوست عزیزی که به خودش زحمت خوندن این متن رو داده تا اینجا از کارش لذت برده باشه و تا حدی روی تحلیلش نسبت به شرایط سیاسی تاثیرگذار بوده باشه هر چند که این انتظار از یک مقاله خیلی توقع زیادیه. در هر صورت حرف عمده ای که توی این مقاله هست با خوندن قسمت ششمش کامل میشه.

 


6)

سوال چهارم این بود:

4)پایگاه اجتماعی و مردمی دولت یازدهم چگونه است؟

جواب این سوال یک قید زمانی دارد در حال حاضر این پایگاه اجتماعی نسبت به اوایل روی کار آمدن دولت رو به کاهش است. اگر با همین روال پیش برویم امکان ریزش لحظه ای و جدی این بدنه اجتماعی می رود. که مباحثش را در بالا طرح کردیم. آقای روحانی چند راه برای حل کردن این مشکل دارد 1)می تواند پایگاه اجتماعی اصلاح طلبی را مال خود کند. که این کار نیازه مقدمات جدی دارد و بسیار مشکل است.2)از بدنه اجتماعی اصولگرایان استفاده کند. با توجه به اینکه اقای روحانی ذاتا اصولگرا بوده اما در میان پایگاه مردمی اصولگرایی قبل و بعد از ریاست جمهوری اقبالی نداشته است.3)یک بدنه اجتماعی جدید متشکل از برخی اصولگرایان و اصلاح طلبان برای خود درست کند. تا این لحظه دولت مسیر سوم را انتخاب کرده است اما برای رسیدن به این مهم نیاز به دستاوردهای عملی جدی در دولتش دارد برای رسیدن به این دستاوردها هم زمان چندانی ندارد. نقطه عطف حالت سوم توافق هسته ای است یک توافق هسته ای متوسط و نه ضعیف می تواند برای دولت حداقل تا انتخابات آتی یک بدنه اجتماعی مستقل و موقت دست و پا کند.

اما سوال نهایی و هدف اصلی این مقاله یعنی پیش بینی آینده مناسبات سیاسی اصلاح طلبان با دولت. سوال طرح شده در ابتدای مقاله این بود:

5)با توجه به پاسخ چهار سوال ابتدایی، آینده روابط سیاسی میان دولت اعتدال با گفتمان اصلاحات چگونه خواهد بود؟

برای رسیدن به یک جواب منطقی و تحلیل درست نسبت به این پاسخ نیاز بود ابتدا مواردی طرح شود و در گزاره هایی اشتراکات معنایی حاصل شود در غیر این صورت نیازی به مطرح کردن مبانی گفتمانی دولتهای 30وچند ساله جمهوری اسلامی نبود.

زمانی که شما مقدمات یکسانی داشته باشید در نتیجه گیری هم قاعدتا تا حد زیادی به سمت یک نتیجه واحد حرکت می کنید مقدمات تحلیل و پیش بینی را در مطالب بالا آروده شد. اما قبل از رفتن سراغ اصل مطلب باید گفت که با توجه به شرایط متغیر جامعه ایران و تکثر سیاسی که دارد هیچ گاه نمی شود نسبت آینده یک پدیده سیاسی مثلا دولت یازدهم حکم کلی صادر کرد چرا که این حکم کلی به عوامل زیادی بستگی دارد که هنوز روشن نشده است. زمین بازی سیاسی در ایران هم تا حدی پیش بینی ناپذیر است. اما با توجه به شواهد و قراین می توان با محاسبه درصدی ضریب خطای احتمالی آینده این مناسبات را پیش بینی کرد.

اساسا برای هر آینده پژوهی باید به گذشته مراجعه کرد. در حقیقت آینده پژوهی و روشهای آن تا حدی مبتنی بر پژوهش در گذشته است. برای همین ما به بررسی گفتمان دولت ها به صورت مجزا پرداختیم اما مبنای پیام محوری مقاله همانطور که از نام آن مشخص است با بررسی گفتمانهای اصلاح طلبی، شبه گفتمان یا گفتمان بالقوه اعتدال و همچین گفتمان دولت آقای هاشمیست.

ما امروزه یک پدیده اجتماعی داریم به نام طلاق عاطفی به این معنا که خیلی از زوج های عاطفی که با هم زیر یک سقف زندگی می کنند، فقط زیر یک سقف زندگی می کنند و شکل ظاهری رابطه را حفظ کرده اند. این رابطه می تواند دلایل زیادی داشته باشد. ترس از رفتن آبرو، فرزند داشتن، وابستگی اقتصادی و خیلی از عوامل دیگر می تواند منجر به این پدیده اجتماعی شود در حقیقت روح ازدواج در این زوج ها وجود ندارد. هدف ازدواج که نوعی پیوستگی روحی و رابطه عاطفیست دراین زوج ها دیده نمی شود. آنها فقط ظاهرا با هم زن وشوهر هستند.

شاید پایان ازدواج سیاسی گفتمان اصلاحات با شبه گفتمان اعتدال نیز چیزی شبیه به این باشد. هر چه به طرف انتخابات های جدی تر می رویم چهره های شاخص اصلاح طلبی رابطه خود را با دولت بازتعریف می کنند. صحبتهای حجاریان شروع این باتعریف سیاسی است هر چند که در فضاهای غیر علنی از مدتها قبل نقش راه مشترکشان ترسیم شده است و هوشمندانه به سمت آنا حرکت می کنند. علت این بازتعریف هم روشن است. گفتمان اصلاحات برای رسیدن به اهداف نهایی خود و رسیدن به قدرت در انتخاباتهای جدی تر پیش رو نیاز به این دارد که کم کم از نماد وضع موجود فاصله بگیرد و خودش را به عنوان نماد تغییر و مخالف وضع موجود معرفی کند در غیر این صورت اقبال چندانی در انتخابات های آینده نخواهد داشت.

شاید در انتخابات مجلس پیش رو اصلاح طلبان و طیف دولت یک لیست مشترک ارائه دهند چونکه هنوز دولت روحانی نماد وضع موجود نشده است و سعی می کند کماکان همه مشکلات را گردن دولت احمدی نژاد بی اندازد، اما این وضعیت دوام چندانی نخواهد داشت و دولت هم این را میداند برای همین می خواهد به هر قیمتی که شده با بستن یک توافق برد-برد با غرب بدنه اجتماعی برای گفتمان اعتدال درست کند. دولت اساسا به سمت یک توافق خیلی ضعیف با غرب نمی رود چرا که اولا رهبری بر مذاکرات نظارت دارند و اجازه چنین کاری را نمی دهند در ثانی سران اعتدال می دانند در صورت بستن یک توافق ضعیف این نقطه قوت پاشنه آشیل تاریخی دولت روحانی خواهد شد و برای همیشه اصولگرایان و به خصوص جبهه پایداری از توافق چماقی می سازند برای نقد جدی گفتمان اعتدال.  

دولت هم در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات علاقه چندانی به ادامه ائتلاف استراتژیک یا احیانا اتحاد راهبردی با اصلاح طلبان نشان نخواهد داد. علت نزدیکی دولت با بعضی اصلاح طلبان نیاز فعلیشان به بدنه اجتماعی اصلاح طلبی است. حال اگر این نیاز از راه دیگری تامین شود چه دلیلی دارد روحانی به اصلاح طلبان باج سیاسی دهد؟ اگر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آینده با تکیه بر بدنه اجتماعی گفتمان اعتدال رای بیاورد چرا باید در کابینه به آنها سهم دهد؟آنها آنهانیبمنشتسبیسیب

نتیجتا تاریخ تکرار می شود و همان کاری که آقای خاتمی با آقای هاشمی کرد را این بار نزدیک ترین فرد به آقای هاشمی یعنی دکتر روحانی با خاتمی می کند. در دور اول انتخاب شدن خاتمی، هاشمی به صورت پنهان از او حمایت کرد. خاتمی هم بعد از انتخاب شدنش گفت من در ابعادی همان مسیر آقای هاشمی را خواهم رفت وبا انتخاب بعضی از وزرای دولت هاشمی در کابینه اش این امر را به اثبات رساند. اما زمانی که گفتمان اصلاحات ریشه دار شد و بدنه اجتماعی پیدا کرد و با هویت مستقلش در دوره دوم رای خاتمی را تثبیت کرد، با اصرار اطرافیان آقای خاتمی اختلافات این دو سر باز کرد و کار به جایی رسید که از آقای هاشمی عالیجناب سرخ پوش ساختند و در رسانه هایشان شب و روز آقای هاشمی را زیر سوال  می برند.

در نتیجه پیش بینی می شود چه مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد چه به نتیجه نرسد هم گفتمان اصلاحات هم شبه گفتمان اعتدال هر دو میل به جدایی دارند. فقط یک نکته کلیدی وجود دارد و آن وجود یک گفتمان مادر به نام گفتمان انقلاب1979است. این فراگفتمان به مررو زمان ضعیف شده است اما هنوز هم در معادلات سیاسی نقش اصلی را ایفا می کند. چرا که اساسا گفتمانی نمی تواند بدون داشتن گزاره های سیاسی از این فراگفتمان در سپهر سیاسی حیات بلند مدت داشته باشد.

گزاره های اصلی گفتمان انقلاب 1979 عبارت است از: استقلال- آزادی- آرمانگرایی- معنویت- عدالت- پیشرفت وتعالی جهانی- جهاد- مقاومت- توده گرایی- اخلاق گرایی- دین مداری اجتماعی (دین حداکثری)- استکبار ستیزی و....

هر چقدر گفتمان هایی که در این مقاله از آنها صحبت شد با این گفتمان مادر تطبیق بیشتری داشته باشد، در بلند مدت امکان حیات سیاسی بیشتر و تاثیر مبنایی تری نیز خواهد داشت. نکته ای که اینجا باید به آن توجه شود میل درونی هر گفتمان به سمت گفتمان مادر رفتن است. به این معنا که هر گفتمانی علاقه دارد سایر گفتمان ها را در خود ببلعد و در صحنه اجتماعی یکه تازه کند.

گفتمانهای مادر باید چند ویژگی اساسی داشته باشند:

  1.      چند بعدی و چند وجهی بودن
  2. غلبه وجوه فرهنگی بر سایر ابعاد
  3. حیات بلند مدت در جامعه
  4. اتصال به یک ایدئولوژی ماندگار و قدرتمند تاریخی (مثلا کمونیست یا اسلام یا لیبرالیست و...)
  5. داشتن چندین زیر گفتمان متداخل و بعضا متضاد
  6. اصالت هویت اسلامی/ ایرانی در مقابل غرب
  7. دشتن اسطوره واقعی(شهادت)

 

اما باید کمی در گفتمان اصلاح طلبی ریزتر صحبت کرد. گفتمان اصلاح طلبی جنس خاصی دارد و در ابعادی با تمام گفتمان های زیست بوم سیاسی متفاوت است. به دلیل جنس فرهنگیش هم ظرفیت بیشتری برای تبدیل شدن به گفتمان مادر را دارد و هم میل بیشتری برای اینکار دارد. تا آنجا که در زمان حیات بالفعل سیاسی اش حتی با گفتمان مرجع در تضاد و تقابل قرار گرفت.

 

اما کار به اینجا ختم نشد این گفتمان به دلیل عدم امکان رویارویی با گفتمان مادر از حوزه گفتمانی مرجع فراتر رفته و به سراغ سایر گفتمان های مادر در حوزه های گفتمانی دیگر رجوع کرده است. حتی سعی شد با استفاده از سایر گفتمان های مرجع در برابر گفتمان مادر قد علم کند اما این کار در عمل یک اقدام نشدنی بودن به چند دلیل:

  1. نداشتن حوزه مشترک مبنایی گزاره های جدید در میان مردم
  2. نمایندگی سیاسی قوی این گفتمان در فضای سیاسی کشور
  3. پیوند عاطفی وتاریخی مردم با این گفتمان و ریشه عمیق آن در جامعه
  4. جنس فرهنگی این گفتمان

همانطور که نماد و نماینده گفتمان اصلاحات سید محمد خاتمی، گفتمان عدالت محمود احمدی نژاد، گفتمان توسعه در معنای کلان هاشمی رفسنجانی و گفتمان اعتدال حسن روحانی است. گفتمان مرجع یک نماد و  نماینده هوشمند وپرقدرت در سپهر سیاسی دارد به اسم آیت الله سید علی خامنه. قانون اساسی جمهوری اسلامی بر مبنای این گفتمان بنا نهاده شده است.در ابتدای انقلاب هم امام خمینی(ره) نماینده این گفتمان بودند. در نتیجه تلاش گفتمان اصلاحات برای تبدیل شدن به گفتمان مرجع  توفیق چندانی نداشته است. اما در مورد تفوق و برتری در میان گفتمان های ذیل گفتمان مادر این ماجرا متفاوت است. نتیجتا بخاطر میل به مرجعیت گفتمانی و شناخت از عدم توانایی خود در تقابل با گفتمان مادر ناگزیر تا مدتی برای رسیدن به هدف بلند مدت در یک سق گفتمانی زندگی می کنند. اما این ائتلاف گفتمانی دوام چندانی نخواهد داشت و در نهایت محتمل ترین پیش بینی برای آینده مناسبات این دو گفتمان طلاق عاطفیست.

منابع:

1.      کتاب نظریه و روش در تحلیل گفتمان ، نویسنده: ماریان یورگنسن و لوئیز فیلیپس/ مترجم: هادی جلیلی

2.      مبانی آینده پژوهی، نویسنده: وندل بل

3.      الفبای آینده پژوهی، نویسنده: مهندس عقیل ملکی فر و همکاران

4.      سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت

5.      سایت پرزیدنت دات. آی. آر

6.      سایت مرکز مطالعات رسانه

7.      وب سایت دکتر محمود سریع القلم

8.      سایت پرویز امینی

9.      مجله ها: مهرنامه، نسیم بیداری، رمز عبور و صدا

                                                کارشناس ارشد ارتباطات و رسانه

                                              ....محمد حسن خلعتبری....