خطاهای راهبردی دولت/ نحوه ی برخورد دولت با چالشها


در تحلیل جامعه شناختی ما باید الگوی نظری داشته باشیم. یعنی سازمان مفهومی داشته باشیم .ما فهم جامعه شناختی از دولت را در واقع در چند مفهوم مطرح میکنیم. از طریق یک مفهوم چند گزاره ای. گزاره اول: نحوه برخورد دولت با چالش ها. میخواهیم ببینیم ظرفیت اجتماعی سیاسی اش چقدر است؟ دو: نحوه تعامل با جامعه  سه: خطاهای راهبردی. کیفیت و کمیت خطاهای راهبردی دولت. ما دولت را در این چند ماه گذشته از طریق پایه هایش بررسی می کنیم. میخواهیم ببینیم در واقع چقدر پایه های مستحکمی دارد. ما در مورد عملکرد و رفتار دولت فعلا حرفی نمی زنیم. از رفتارها به عنوان نشانه استفاده میکنیم برای فهم پایه های دولت یا فنداسیون دولت. که بعددرباره ی ارتباطش با چالش ها و ارزشها اظهار نظر کنیم .چهار: تکوین اجتماعی و سیاسی دولت. دولت در چه شرایط اجتماعی سیاسی تکوین پیدا کرده است؟ پنج: قدرت موجه سازی دولت چقدر است؟


اولین مورد تکوین شرایط اجتماعی سیاسی دولت است.دولت که در انتخابات شکل میگیرد، در شرایطی شکل میگیرد که تکوینش ویژگی هایی داشته است. تکوین دولت از نظر اجتماعی سیاسی چگونه بوده است؟ دولت از یک عقبه اجتماعی مستقل برخوردار نیست. دولت وامدار پایگاه های اجتماعی دیگری ست. بنابراین این ظرفیت دولت را در ورود و خروج به مسائل آسیب پذیر میکند. دو: وزن عقبه هایی که دولت را حمایت کردند از خود رییس جمهور بیشتر نباشد کمتر نیست. یعنی آقای هاشمی و آقای خاتمی. اولین بار است که این اتقاق افتاده است. در دولت های قبلی، خاتمی یا احمدی نژاد اینچنین عقبه های بزرگتر از خود یا در حد خود نداشتند. این قدرت مانور رییس جمهور را ضعیف میکند. پیروزی رییس جمهور پیروزی سیاسی بوده است. یعنی با سیاست ورزی انتخابات رو برده است. رای هایش گفتمانی نیست. یعنی آراء عمیق نیست. آراء ریشه دار نیست. زود میتواند در نوسانات اجتماعی از دولت فاصله بگیرد. یعنی وقتی سبد کالا پیش می آید پایگاه های دولت زود ریزش میکند. چون پیوستگی های ایدئولوژیک و عاطفی و گقتمانی ندارد.


 از نظر کمی هم که آراءش آراء زیادی نیست. بنابراین دولت از نظر اجتماعی در شرایط ضعیفی شکل گرفته است. دولت موجود یه دولت ائتلافی است. دولت های ائتلافی دولت های ضعیفی هستند.همه جا در ادبیات سیاسی دولت ائتلافی دولت ضعیفی است. در دنیا دولت های ائتلافی از پارلمان شکل میگیرند. نظام های پارلمانی هستند. وقتی که ائتلاف شد دولت شکننده میشود. یعنی خواسته های خودش را نمیتواند حداکثری پیش ببرد.باید به خواسته های بخشی که باهاش ائتلاف کرده توجه کند. الان یکی از اعتراضاتی که جریان اصلاح طلب به دولت دارند به عنوان بخشی از ائتلاف، این است که خواسته های ما در دولت جدی نیست. خواسته های ما داخلی است.آزادی سیاسی و اینها است. تو فقط معطوف شدی به خارج. دوم نحوه برخورد دولت با چالش هاست. دولت با چالش هایش چطور برخورد کرده تا الان؟ این دولت سه چالش دارد. چالش ها گریز ناپذیرند برای این  دولت. یعنی ذاتی این مبنای نظری این چالش ها است. دولت با این چالش ها بخواهد یا نخواهد روبرو خواهد شد. اما کاری که  میتواند بکنه چیست؟  این چالش ها را به تاخیر بیندازد.

عمقش را کم کند. گستره ظهور و بروزش را محدود کند. زمان به صحنه آمدن را به تاخیر بیندازد. ولی به سرعت چالش ها ظهور و بروز کردند. چالش استقلال توسعه به سرعت وارد فضای اجتماعی شده است.  یعنی دو سه ماه از دولت گذشته در سیزده آبان چالش خودش را نشان میدهد. بیست و دوم بهمن که شش ماه از دولت گذشته چالش خودش را نشان میدهد. یعنی در اداره کردن چالش ها ناتوان بوده است. یا بحث توده و نخبه که شما دیدید با بحثی که مشاور رییس جمهور در یک فضای اجتماعی کرد. بحث لبوفروش ها را میگویم. در اداره چالش هایش دولت ضعیفی بوده است. نتوانسته چالش هایش را مدیریت کند، بتواند به تاخیر بیندازد، محدودش کند. دغدعه استقلال دغدغه نسبتا جدی شده است. در حالی که در دولت خاتمی دغدغه استقلال انقدر دغدغه جدی نبود. خطاهای راهبردی دولت چیست؟ اصلا اهمیت خطاهای راهبردی در فهم دولت ها چیست؟ شما میتوانید خطاهای تاکتیکی داشته باشید. خطاهای تاکتیکی یعنی چه؟ شما مسیر را درست فهمیدی، چهارچوب ها را درست تشخیص دادی. در تکنیک و روش و نوع مواجهه ات مشکل پیدا کردی. اینها ایرادی ندارد. مثلا دولت دنبال این بود که سیزده آبان پرشکوه برگزار نشود. ولی برعکس شد. اینها میشود خطاهای تاکتیکی. چون استراتژی شان درست است. وقتی میگوییم تعامل با غرب، نباید بگذاریم تعاملمان با غرب خراب بشود. وقتی یک ملت بریزند در خیابان  مرگ بر آمریکا بگویند که نمیشود تعامل کرد. بنابر این درست بود ولی تاکتیک را نتوانستند اعمال کنند. فضایی درست شد که سیزده آبان بزرگ شد. خطاهای راهبردی چیستند؟ خطاهایی هستند که شما در ایده هم خطا کردی. یعنی مسیر غلطی را باز کردی. آثارش چیست؟ آثارش به اندازه خطاهای تاکتیکی نیست. آثارش خیلی فزاینده است و گسترده. اولین خطای راهبردی دولت گره زدن تمام کارامدی و ناکارامدی خودش با روابط خارجی است. یعنی همه ارزیابی دولت در مورد روابط خارجیش است. روابط خارجی را در دولت بزرگ کرده است. نسبت دولت با روابط خارجی را خیلی بزرگ کرده است. اشکالش چیست این خطا؟ اینکه ابتکار عمل در روابط خارجی با دولت نیست. یعنی در مذاکرات هسته ای با پنج به اضافه یک چقدر شما ابتکار  عمل دارید در روابط خارجی چقدر آنها دارند؟ دیدید که. بعد از توافق ژنو تحریم های جدید کردند. شما ابتکار عمل دستت نداری، میخواهی چه کار کنی؟ الان شما بیایید بگویید به عنوان دولت آقای روحانی مذاکرات با 5+1 پایان یافته است، نتیجه ش چه میشود به لحاظ اجتماعی؟ شکست دولت میشود. بخش های داخلی که دولت دارد کار میکند دیگه دیده نمیشود. مورد ارزیابی قرار نمیگیرد. کل فضای اجتماعی معطوف شده به روابط خارجی. یعنی دولت شکست و پیروزی اش را جایی  گذاشته که ابتکار عمل دستش نیست. اصلا الان توافق نامه را نقض میکنند. دولت اگه بیاید بگوید شما توافق نامه را نقض کردید که باید شکست را بپذیرد. بنابراین میگوید روحش نقض شده، خودش نقض نشده. این به خاطر آن است که انقدر فضای راهبردی پیدا کرده که شما نمیتوانی باهاش خیلی راحت کنار بیای. دومین خطای راهبردی دولت نقد رادیکال گذشته است.یعنی در مورد اول تصمیم گیری در روابط خارجی هم با دولت نیست اصلا من میگویم همه اش در اختیار دولت آقای روحانی باشد، چقدر ابتکار عمل می تواند داشته باشد؟ بعد همه دولت را وصل کردید به آنجا. دومین خطا نقد رادیکال گذشته است.


monazereh

هر گفتمانی که بر سر کار است بخواهی نخواهی گفتمان رقیب در برابرش شکل میگیرد. این طبیعی است. مهم این است که بتوانی این گفتمان را ضعیف نگه داری. دیر به میدان بیاوری اش. بتوانی باهاش کاری بکنی که چالش زیادی برایت به وجود نیاورد. ولی وقتی  وارد شدی در نقد رادیکال گذشته به شکلی که احمدی نژاد از تو درخواست مناظره کرد این یعنی تو خیلی تند وارد شدی. در فاصله کوتاهی گفتمان رقیب تو، یه عنصری اش یه کسی یا نشانه هایش به میدان آمده. از تو درخواست مناظره کرده. تو نمیتوانی مناظره را بپذیری. بنابراین همه حرفایی که زدی زیر یک علامت سوال بزرگ قرار میگیرد. الان این علامت سوال کوچک است ولی به تدریج که دولت جلو برود، از نظر اجتماعی که ضعیف تر بشود منتقدینش ظرفیت اجتماعی بیشتری پیدا میکنند. آن وقت آن علامت سوال جدی تر میشود. شما نباید گذشته را خیلی رادیکالی نقد کنی. چونکه فضا اشباع شده است از نقد گذشته. نقد گذشته به صورت اشباع انجام شده است. دیگه معرفت جدیدی به مخاطب محیط اجتماعی تو نمیدهد. تو فقط فضایی فراهم میکنی برای اتفاقی که افتاد. بعد هم پاسخی نداری که بدهی. سومین خطا هم که سبد کالا بود11954453151817762013molumen_red_square_error_warning_icon.svg.med. خطای راهبردی بود. از ایده تا عمل خطای راهبردی دولت بود. از نظر اجتماعی دولت خودش را بر دو عنصر سلبی ایجادی تشکیل داد.  یکی تدبیر، دولت قبلی رو معروف میکرد به بی تدبیری دوم پوپولیسم در دولت قبلی. که هر دو در اینجا زیر سوال رفت. دولت الان در شرایط پسا سبد کالا است. دولت پساسبد است. یعنی مساله سبد و سبد کالا از نظر اجتماعی چنان عمقی دارد که بک گراند اصلی دولت را تشکیل میدهد. دولت نمیتواند از این بک گراند بیرون آید. دولت الان اذعان کنه که ما باید دنبال تدبیر باشیم. اصلا جامعه جدی نمیگیرد. یا بگوید من مخالف پوپولیسم هستم دیگه نمیتواند این ادبیات را به کار ببرد. وقتی میگویم شرایط پساسبد یعنی قبل از سبد کالا دولت یک موقعیت اجتماعی داشت پس از سبد یک موقعیت اجتماعی دیگر دارد. دولت در این بک گراند گیر کردهاست. اینکه شما بعد شش ماه میایی به سمت عذرخواهی از تواضع و فروتنی آقای روحانی نیست. از عمق اشتباهی ست که ماجرا پیدا کرده. هیچ راهی جز این نیست. ولی این ایده از اول تا عمل غلط بود. ششمین گزاره فرسودگی ادعاهای متمایز است. که یکیش در سبد کالا اتفاق افتاد. دولت با ادعاهای متمایزی آمده بود . میگفت نسبت به گذشته ادعاهای من اینهاست. یکی از جاهایی که ایده فرسوده شد کجا بود؟ اینجا بود. بنابراین دولت در زمینه خطاهای راهبردی، خطاهایش زیاد است. سه تا خطا در شش ماه.


توافق هسته‌ای

خطاهای بزرگ که بعضا شاید غیر قابل جبران باشد. دولت از بحثی که در روابط خارجی ایجاد کرده نمیتواند بیرون  بیاید. این میشود تهدید برای جمهوری اسلامی. چون آنها هرچی بگویند این دولت نمی گوید که مذاکرات شکست خورد. همیشه آنچه  که اتفاق افتاده رایک جوری تفسیر میکند که بتواند روابطش را ادامه بدهد. الان هی توافق نامه رو نقض میکنند بعد ما میگوییم سفیر سوئیس را فراخواندیم. اگر روحش را نقض کرده پس سفیر سوئیس را برای چه فراخواندی؟ مذاکرات کارشناسی را مگر ما تعطیل نکردیم دفعه اول؟  اگر روحش بود پس چرا آنها را تعطیل کردیم؟ حالا روحش چیست؟ چجوری جسمش از روحش جداست؟ برای اینه که توجیه  کنند چون دولت احساسش این است که اگر در مذاکرات هسته ای و روابط خارجی شکست بخورد، دولت شکست خورده است. دولت دیگر هیچ برگ برنده ای برای بازپس گیری فضای اجتماعی سیاسی ایران ندارد.

 

مطالب مرتبط

گفتمان دولت یازدهم زیر ذره بین(2)

گفتمان دولت یازدهم زیر ذره بین (1)

دولت در زنگ حساب انشا خواند

دستاوردهای دولت در سفر نیویورک

پیامک های انتخاباتی

نتایج احتمالی

پیروز انتخابات