تجمع علیه حجاب ممنوع؟!!

یک نقد درون گفتمانی(انتقادی از تجمع چند روز پیش)

چـند روز گذشـته شاهد خبر برگـزاری تجمعی برای حـمایت از حـجاب و عفاف بودیم کـه با مخالفت فرمانداری تهران مواجه شد. از این تجمع چند برداشت و تحلیل در کل کشور از طرف طیف های مختلف مطرح شد و به نوعی در برخی رسانه ها بزرگ نمایی شد که:

  1.       جریان مذهبی یا اصطلاحا حزب اللهی در کشور قانون شکن و سرخوده است.
  2.      چرا آنها حق برگزاری تجمع غیرقانونی دارند و نیروی انتظامی با آنها برخورد نمی کند ولی با ما برخورد می کند؟
  3.     اینها هنوز به دنبال خواسته های خودشان هستند و خواسته های آنها ربطی به خواست عمومی مردم ندارد.

    هر سه نکته ی بالا به نوعی قابل تامل است. و نمیتوان از کنار آنها به راحتی گذشت. البته نه از این نظر که رسانه ها به این مسئله پرداخته اند اما باید از خودمان سوال کنیم آیا واقعا اینچنین است؟ در بین این نکات من روی نکته آخر تاکید بیشتری دارم یعنی اینکه خواسته ی این گروه از عموم مردم کیلومتر ها فاصله گرفته است. اگر بخواهم بی پرده صحبت کنم باید بگویم که تا به حال از خودتان پرسیده اید که چرا تفکر عمومی مردم نسبت به مجموعه های مردمی مثل بسیج عوض شده است یا حداقل به مثبتی گذشته نیست؟ یا مثلا مجموعه ای به نام سپاه . یعنی در این چند سال چه اتفاقی افتاده که باعث شده این تصور یا منفی شود یا مثل گذشته مثبت نباشد. من جواب این سوال ها را در نکته ی سومی که در بالا به آن اشاره کردم می بینم تجربه نشان داده است که این جریان یا به اصطلاح همان حزب اللهی ها (که البته به عنوان یک ایرانی به وجود این گروه افتخار میکنم. چرا که اینها بودند که در مواقع سرنوشت سازی مثل جنگ تحمیلی با افتخار آفرینی هایشان تاریخ ساز شند.) در مواردی نیز بازی خورده اند و ناخواسته صدماتی به تفکر و عقیده ی خودشان وارد کرده اند. با این نگاه پرانتز جدیدی باز می شود که در جای خود واقعا جای تامل دارد. این یعنی فردی که در یک موقعیت قرار گرفته فقط خیال می کند که دارد کار خوبی انجام می دهد و عملش در راه رضای خداست و...


    این بازی خوردن برای بعضی ها خیلی تلخ است و به قیمت از دست دادن خیلی چیزها تمام میشود. دوستی ها، رفاقت ها و گاه شکستن دل بعضی و.... تازه اینها کمترین هزینه هایی است که خیلی ها در این بازی می پردازند. اینجا است که باید گفت یک مومن واقعی هم نیاز به شور دارد هم شعور البته سوء تفاهم نشود منظور این مقاله به هیچ وجه این نیست که خدایی نکرده کسانی که در این تجمع حاضر شدند بی شعور هستند. نه تنها این نیست که اعتقاد من بر این است که حجاب دغدغه ی درست و منطقی است و اساسا برای کاهش خیلی از مفاسد اجتماعی، جرایم و حتی آزادی واقعی انسان ها و با خیال راحت زندگی کردن عزیزانمان باید به سمت ترویج حجاب برویم. در این حرف ها هیچ اختلافی وجود ندارد اما سوال این است که از چه راهی؟

    آیا مردان بدچشم هم به همین اندازه مورد غضب ما هستند؟


    چشم زخم و شور چشمی، واقعیت یا خرافه

    آیا مزاحمین به نوامیس و کسانی که از مشکلات مالی و خانوادگی برخی زنان سوء استفاده نموده و با پرداخت پول، آنان را در موقیعت تن فروشی قرار می دهند هم به اندازه زنان بدحجاب مورد خشم حزب اللهی ها قرار می گیرند؟

    آیا علت بدحجابی فقط به خواست و اراده یک فرد بر می گردد یا مقوله ای است اجتماعی که عوامل متعددی دارد و اراده و خواست زن یا مرد بدحجاب، بخشی از علت است و بسیاری از عوامل دیگر را نیز باید دید و قضاوت کرد؟

    اگر اهل برگزاری تجمع هستیم، چند تجمع در حمایت از قوه قضاییه برای برخورد با طلبکاران بزرگ بانکی برگزار کردیم؟

    چند بار جلوی درب سازمان مالیاتی کشور جمع شدیم تا بخواهیم که با قدرت و صلابت بیشتری نسبت به اخذ مالیات از فراریان بزرگی که درآمدهای هنگفتی در ایران کسب می کنند اما ریالی مالیات نمی پردازند برخورد شود؟

    چند بار جلوی بانک مرکزی تجمع کردیم و از رییس بانک مرکزی خواستیم تا نرخ دلار را آزاد نماید و این بزرگترین فرصت رانت خواری دولتی را از برخی آقازاده ها  بگیرد؟

    چند بار صدایمان را بر سر رییس سازمان تعزیرات بلند کردیم که آقا این شیوه بازرسی جواب نمی دهد و فقط رشوه دادن به بازرسان را نیز به تخلفات اضافه کرده است؟

    چند بار در محله خودمان گرانفروش و کم فروش را تحریم کردیم و از هماهنگی اهل محل از او خرید نکردیم تا اصلاح شود یا به ورشکستگی برسد؟

    به نظر شما اگر چنین تجمعاتی برگزار می شد، باز هم وقتی مردم عادی از کنار حزب اللهی های غیرتمند و پردغدغه رد می دشند، می گفتند که اینها به فکر درد مردم نیستند؟

    جالب است که هم زمان با انتشار خبر این تجمع از آقای هاشمی رفسنجانی در حمایت از زنان زیبارو جملاتی منتشر میشود یعنی همان زمانی که خبر جهت داری با عنوان تجمع غیرقانونی عده ای افراطی در حمایت از حجاب در جامعه پخش میشود، البته باید دید منظور ایشان از زیبا رو چیست؟ یعنی زیبایی ذاتی افراد است یا هنر آرایششان و حجم استفاده از لوازم آرایشی. جدای از این حرف ها آیا به نظر شما این امری عادی است؟ آیا این کار در زمین شخص دیگری بازی کردن نیست؟ شاید اساسا کسانی که در این تجمع شرکت کرده اند در زمین آقای هاشمی بازی کرده اند. و خدمتی غیر مستقیم به ایشان. البته به نظر حقیر این نوع تجمعات هم لازم است و هم ضروری اما به شرطی که نسبت انجامش با سایر سوال هایی که در بالا مطرح شد مثلا یک به ده باشد یعنی ده تجمع در زمینه ی اقتصادی برگزار شود و یکی دو تجمع هم در این زمینه چرا که در شرایط امروز حتی برای بهبود وضع حجاب و خیلی از مسائل فرهنگی دیگر نیز نیاز به دیدن وجوه اقتصادی آن داریم. و باید در نظر داشته باشیم که همه چیز هم با تجمع برگزار کردن درست نمی شود این کار تنها یک عامل فشار است که در کنار کار کارشناسی و دیگر کارها جواب میدهد اگر این اتفاق بی افتد چنین تجمع های اعتراضی، هم برد بیشتری خواهد داشت، هم اثر گذاری بالاتر.

    اما بدون در نظر گرفتن این مسائل شاید به نوعی اولویت ها را تشخیص نداده باشیم و با این کارها به جای آن که تفکرمان را جلو ببریم به آن ضربه زده ایم یا با ادبیات دیگر در زمین شخص دیگری بازی کرده ایم. حتما شما خواننده ی محترم تقسیم بندی حضرت علی(علیه السلم) درباره ی مسلمانان در نهج البلاغه  شنیده اید. همان چند خط تقسیم بندی ایشان راجع به برخی از مومنین که قدرت تشخیص ندارند برای کل تاریخ کفایت می کند. اصلا این واژه ای که خیلی ها از آن فقط برای زینت دادن صحبت هایشان استفاده می کنند و با این کار ها آن را کلیشه می کنند یعنی چه؟ واژه ی  (بصیرت) دقیقا چه معنایی می دهد؟


    برای اینکه این نقد درون گفتمانی را تایید کنم نیاز به حرف هایی بیش از این دارم فکر می کنم همه ی کسانی که درون پارادایم دینی تعریف می شوند نظر ره بر کشور را به عنوان یک نظر حساب شده و منطقی قبول دارند که به نوعی تفکر و نظر خود را با آن بسنجند حتی شاید نظر ایشان در این زمینه برای غیر مذهبی ها هم قابل توجه باشد. پس با هم ببینیم نوع نگاه رهبری به این مسئله چگونه است. توجه شما را به یکی از اظهار نظرهای ایشان در این زمینه جلب می کنم. اولی در آبان 89 که در دیدار با مردم قم بوده پس از اینکه برخی از عملکرد دولت در زمینه ی حجاب انتقاد می کنند ایشان می گویند من برخی از حرف ها که در این زمینه زده میشود را قبول ندارم. برای جا افتادن چنین مسئله ای باید کار فرهنگی کرد فیلم ساخت کتاب نوشت.


    آیا ما نشنیدیم که رهبری فرمودند تا بنده حرف از تهاجم فرهنگی می زنم به موی بلند و نوشته روی پیراهن جوانها در خیابان گیر می دهند؟

    من که می‌گویم تهاجم فرهنگی، عده‌یی خیال می‌کنند مراد من این است که مثلاً پسری موهایش را تا این‌جا بلند کند. خیال می‌کنند بنده با موی بلندِ تا این‌جا مخالفم. مسأله‌ی تهاجم فرهنگی این نیست. البته بی‌بندوباری و فساد هم یکی از شاخه‌های تهاجم فرهنگی است؛ اما تهاجم فرهنگیِ بزرگتر این است که اینها در طول سالهای متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق کردند که تو نمی‌توانی؛ باید دنباله‌رو غرب و اروپا باشی. نمی‌گذارند خودمان را باور کنیم.


    ره بر، 17/4/1383

    یا در جای دیگر که می گویند:

    او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند.

    شیخی به زن فاحشه گفتا مستی / هر لحظه به دام دگری پا بستی

    گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟

    ره بر، ۱۹/۷/۱۳۹۱

    در همین مورد بخوانید

    درست مثل مروارید(1)

    درست مثل مروارید(2)

    درست مثل مروارید(3)

    در ایران آزادی وجود ندارد

    فرهنگ امنیتی و امنیت فرهنگی

    حرف شما (وقتی یک مرد غلیظ آرایش می‌کند)

    حرف شما(مردان بد حجاب)

    خط تولید روسری


    ـ